نماد همت و غيرت و شرف
نماد همت و غيرت و شرف
خدا قوت شيرمرد شهر ما كه در سرماي استخوانسوز ، دنبال نان حلالي
نانت گرم ، خانهات آباد ، تنت سلامت
كاش يك جو از غيرتت در تن رانتخواران اين آب و خاك بود.

خواستم چیزی بگویم دیــــر شد
واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد
قصه ی نـــا گفته بسیار است باز
دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز
.......................................
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا
بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا
صحبت از عدل و عدالت نابجاست
ســــود در بازار ابن الو قــتهاست
گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا
ای کــــه می آید صدای گـریه ات
نیمه شـــبها از پس دیوارهـــــا
گـیر خواهد کـرد روزی روزیت
در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا
من بــه در گفتم ولیکن بشنوند
نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا
ای کــــه می آید صدای گـریه ات
نیمه شـــبها از پس دیوارهـــــا
گـیر خواهد کـرد روزی روزیت
در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا
من بــه در گفتم ولیکن بشنوند
نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11:15 توسط شجاعی نیا
|
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم