تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید - نقدی بر پدیده مدیران متخلف ماندگار
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

*عزل کنید تا استعفا کنند

 

بارها در خبرهای شنیده و خوانده اید که فلان مقام بانکی کره جنوبی به خاطر رشوه گرفتن یک کارمند جزء، از سمت خود استعفا داد یا فلان وزیر به علت خروج قطار از ریل کناره گیری  کرد و یا شهردار فلان شهر اروپایی به خاطر ریزش پل، استعفای خود را تسلیم مقامات بالا کرد و از این قبیل خبرها.

در ایران، اما از این خبرها نیست. مسوولان ما، که گویی در پست های خود کنگر خورده و لنگر انداخته اند، پوست کلفت تر از این حرف هایند. اگر در انفجار قطار، صدها نفر کشته شوند، اگر در آتش سوزی مدرسه ای، ده ها دانش آموز، زنده زنده بسوزند و جزغاله شوند، اگر بزرگترین اختلاس ها در مجموعه تحت مدیریت آقایان کشف شود و اگر... آب از آب تکان نمی خورد چه برسد به اینکه آنها، از شرم چنین ننگ هایی، میز خود را رها کنند و با استعفاهایشان مرهمی هر چند کوچک بر دردهای زخم خوردگان باشند زیرا مسوولان ما به شدت تشنه خدمت اند و هرگز دوست ندارند توفیق خدمتگذاری به مردم را- که ثواب زیادی هم دارد- از دست بدهند.

چندی پیش، وزیر آموزش و پرورش با اشاره به حادثه چند سال  پیش آتش سوزی در مدرسه سفیلان که طی آن 16 دانش آموز معصوم ابتدایی در آتش سوختند، گفته بود که اگر چنین اتفاقی در دوران وزارت او رخ دهد،  استعفا خواهد کرد ولی وقتی حادثه ای مشابه در زمان زمامداری او اتفاق افتاد، همان آقای وزیر، گفت: مگر با استعفای من چیزی درست می شود؟ و البته نگفت که مگر با حضورش چیزی درست شده است؟!

این، البته، فقط مشتی است نمونه خروار و "استعفا برای عذرخواهی"، گویا در قاموس مدیران ایرانی جایی ندارد.

بی گمان، اگر چنین امری وارد سنت مدیریتی ما شود و پس از رسوایی های بزرگ، این انتظار به عنوان یک مطالبه جدی در جامعه شکل بگیرد که مسوولان مرتبط با آن، باید خودشان مودبانه و نادمانه استعفا دهند، بسیاری از رسوایی ها و ناهنجاری ها، اساسا شکل نمی گیرد زیرا مشتاقان وطنی خدمت که بر میزهای ریاست تکیه زده اند، هرگز دوست ندارند به خاطر کارکردهای منفی مجموعه های خویش، توفیق خدمت را از کف بدهند!

با این حال، به نظر نمی رسد، با دست روی دست گذاشتن، این رسم نیک در سنت مدیریت ایرانی  نهادینه شود و  از این رو، باید راهی جست تا چنین طرحی در پهنه مدیریت ایران، در انداخته شود.

به نظر می رسد، اقدام اخیر آیت الله شاهرودی، رییس قوه قضاییه، در برکناری سریع و صریح چهار نفر از عوامل موثر در پرونده شهرام جزایری می تواند، فتح باب خوبی در این راستا باشد.

بی گمان اگر کارگزاران حکومت، بدانند که در صورت اهمال و سستی (تکلیف جرم و تخلف که مشخص است) حکم برکناری شان صادر و تیتر رسانه ها خواهد شد، پیش از آنکه با چنین سرافکندگی بزرگی مواجه شوند، خود، استعفا خواهند کرد و رفته رفته این مساله به یک سنت تبدیل خواهد شد که حتی بالاترین مقامات کشور نیز ناگزیر خواهند بود از این قانون نانوشته تبعیت کنند.

متاسفانه، بسیاری از مدیران ما، برغم آنکه به وجود تخلفات و کوتاهی ها در مجموعه های تحت نظر خود واقف اند، به بهانه هایی مثل حفظ آبروی افراد و رودربایستی و ... از اختیاری به نام برکناری استفاده نمی کنند و معمولا در بهترین حالت ها، از شخص خاطی می خواهند استعفا دهد یا آنکه او را به سمتی دیگر (که گاه بالاتر هم هست) منتقل می کنند و یا طبق یک سنت دیرینه، به عنوان "مشاور" مفتخرش می نمایند!

حال آنکه عرصه مدیریت های کلان که در آن پای جان و مال و آبروی مردم و حتی منافع ملی در میان است، جای ملاحظات فردی و رودربایستی های اخلاقی و این قبیل مسایل نیست.

اگر آنچه آیت الله شاهرودی در عزل سریع و علنی اهمال کنندگان در پرونده شهرام جزایری انجام داد، هم از سوی وی ادامه یابد و هم یک خط شکنی در این باب باشد و دیگران نیز از او تاسی کنند، بسیاری از مشکلات اساسا به وجود نخواهند آمد و ضریب مسوولیت پذیری مدیران، به طرز قابل ملاحظه ای افزایش خواهد یافت.

آیا  چنین خواهد شد؟ منتظر می مانیم.

*جعفر محمدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 17:31  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف (فردا)
سايت خبري تابناك(بازتاب)
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت (حاج آقا قادري)
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر (بچه هاي جلوي خاكريز)
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM