تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید - گزارش گونه ای از یادگاران جنگ
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

*بچه های جنگ استاد "برجک پرانی"اند به خصوص در مورد "خودی ها" ...!

 

جایی «قریب» شاید هم «غریب» در شمال این شهر شلوغ ، هست. در کوچه و پس کوچه‌های "فرمانیه" ، در شمیران خنک و ییلاقی ، زیرسایه کاخ‌ها و کنار خانه‌های لوکس و مرمری با دیوارهای بلند، همسایه ویلاهای آنچنانی! ، در چشم انداز رویایی کوه‌های البرز، انتهای یک خیابان خلوت - که سکوتش کمتر می‌شکند - زیر چنارهای سربه فلک کشیده که سقف سبز و خنکی برای این خیابان خلوت درست کرده‌اند ، "خانه‌ای" هست، خانه‌ای که ساکنانش ، نه " مرفه" هستند و نه " بی درد" ، خانه ای روی "آب"...شاید هم خانه ای روی "درد"...!

***

-داستان این خانه "قریب شاید هم غریب! "، خیلی قدیمی نیست... این خانه، خانه "ارتشبد حسن طوفانیان"، مسئول خریدهای نظامی رژیم شاه بود، وقتی " انقلاب " شد، ساکنان طاغوتی اش فرار کردند و این خانه بزرگ و زیبا مصادره شد.  جنگ  که شد، دو هزار نفر از بهترین فرزندان این آب و خاک، "قطع نخاع " شدند. بنیاد مستضعفان و جانبازان هم  حدود 25 نفر از جانبازهای قطع نخاع را در اینجا اسکان داد و اینجا شد : " آسایشگاه جانبازان ثارالله(ع (.

-"ما مخلص شما هستیم! آمده ایم برای دستبوسی"، این را "الیاس نادران" به اولین جانبازی که می بینید، می گوید. بچه های جنگ، عاشق و استاد "برجک پرانی" هستند! به خصوص در مورد " خودی ها":

-"خالی نبدند حاجی !"

 نادران یک لحظه جا می خورد!

جانباز شوک دوم را وارد می کند: " خانه ام را فروختم و هزینه درمانم کردم، این حق ماست؟!"

نادران که خود جانباز جنگ است و دست راستش را در " فاو" جا گذاشته است، دست جانباز را می گیرد و همان جا می ایستد که او همه گله هایش را بگوید... نادران با شرم و سری افکنده می گوید: " اینجا نیامده ایم که بنیاد یا دولت را توجیه کنیم،آمده ایم حرفهای شما را بشنویم..." بازهم خدا پدرومادر "نادران و یحیوی و ریاض و افتخاری" ، نمایندگان مجلس را بیامرزد که  جانبازها را به روز تقویمی " جانباز" منحصر نکرده اند و آمدند...! 

-جانباز دیگری که اصلا از عکاسها خوشش نمی‌آید و مدام می گوید از من عکس نگیرید، شروع می کند به حرف زدن:"الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم، مملکت با کفر می ماند ، اما با ظلم نه، مگرچقدر از عمر ما باقی مانده است ؟ ما دهه دوم جانبازی مان را طی می کنیم، اکثر همسران جانبازان اعصاب و روان به رختشویی در خانه های مردم افتاده اند،بچه ها،  ویلچرهایشان را می فروشند تا خرج زندگی شان جور شود، بسیاری از جانبازها بیکار هستند، خدمتی که مجلس به خیال خودش به جانبازها کرده این است که قبض آب و برق جانبازان را نیم بها کند، آخر این به چه درد ما می خورد؟"

جانباز دیگر گلایه جالبی را مطرح می کند :"چرا فرمانده ها ما را فراموش کرده اند؟ چرا "سردارها و امیرها" به ما سر نمی زنند؟"

نیم ساعت که از شروع جلسه می گذرد، می بینی که بعضی جانبازها، مدام روی ویلچرشان جابجا می شوند، " لگن و زانوهایشان فیکس می شود"، حالت خاصی که جانبازهای قطع نخاعی به آن دچار هستند، پاهای جانباز دیگر ناگهان شروع می کند به لرزیدن، بی اختیار...باید کمرش را طور خاصی بچرخاند که این لرزش قطع شود، جانباز دیگر که ناشنوا است و ناتوان از گویایی، نامه ای می نویسد و به دست " ریاض" می دهد.

جانبازها معمولا خوش سخن هستند و البته صریح:" می تونم راحت صحبت کنم؟! وقتی 7-8 جانباز قطع نخاع را در یک اتاق جا می دهند، جانباز قطع نخاعی اختیار دفع مدفوع و ادرار و خیلی چیزهای دیگر را ندارد، چرا بدون در نظر گرفتن شرایط خاص، ما را در یک اتاق جا می دهند ؟"

یکی دیگر از بچه های جنگ، به سخن درمی آید که :" ما که همه چیز را از غرب کپی می کنیم، چرا رسیدگی و برنامه ریزی و نظم غربی ها در مورد معلولان را یاد نمی گیریم؟ در شهر هایدلبرگ آلمان یک شهرک تخصصی برای رسیدگی به معلولان ساخته اند که از کل دنبا ، معلولان برای مداوا و معالجه به آنجا می روند، چرا بیمارستانهایی را که در اختیار جانبازها قرار می دهند، درجه 3 است؟ چرا بیمارستان کسری و دی و بقیه الله را در اختیار جانبازها قرار نمی دهند؟"

می ترسم یک روز از جبهه رفتن و جانباز شدن، پشیمان بشوم!، نگذارید کار به آنجا برسد...، مردم از ما سئوال می کنند، چرا به شماها نمی رسند؟ بعضی ها مسخره مان می کنند، " این را جانباز دیگری خطاب به مجمع نمایندگان ایثارگر مجلس می گوید و سری افکنده و چهره های خجالت زده، واکنش نمایندها است.

"اینجا حتی آمبولانس نداریم، هرچه امکانات هم هست به برکت احمدی نژاد در دوران شهرداری است، نه بنیاد و ایثارگران" ؛ "پرستارهایی که اینجا هستند، شرکتی هستند و این شرکتها هم مال خود بنیاد است، بنده های خدا باید اخم و غرغر و زحمت  ماها را تحمل کنند ولی ماهی 140 هزار تومان می گیرند" جانباز دیگر از دست چین شدن و نورچشمی شدن برخی از جانبازها و تبعیض نسبت به بقیه خبر می دهد:"اگر دیدار آقا می خواهند  ببرند، اینها را می برند، اگر دیدار رئیس جمهور باشد، اینها را می برند، ما روی پل صراط از اینها نمی گذریم...

 قبض آب و برق این خانه هنوز به اسم "طوفانیان" می آید، دوستی می گفت چند سال قبل، همسر ارتشبد طوفانیان برای بازپس گرفتن خانه اقدام کرد ولی وقتی فهمید که خانه ، تبدیل به " آسایشگاه جانبازان" شده است، بخشید و رفت...نمی دانم چرا یاد سکانس به یادماندنی "آژانس شیشه ای" می افتم: حاج کاظم  با خشم ، خطاب به مدیر آژانس می گوید: " معرفت اون اجنبی که ویزا  داد از توی هموطن بیشتره !"

*كلاشينكف ديجيتال

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 19:0  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف (فردا)
سايت خبري تابناك(بازتاب)
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت (حاج آقا قادري)
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر (بچه هاي جلوي خاكريز)
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM