![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
نمي شه كه همش از تمام دنيا ايراد بگيريم و چشممان را روي عيب و ايراداي خودمان ببنديم. آره درد داره، خيلي هم درد داره، ولي لازمه كه گاهي سوزني هم به خودمان بزنيم. هنر كه فقط در جوالدوز زدن به ديگران نيست!!! پس سوزن ( ببخشيد طنز) زير را بدون تعصب بخوانيد و اگر دردتان هم آمد به بزرگواري!!! مخصوص ما ايرانيان ببخشيد: * ایرانیان ایرانیان: گروهی از مردم منطقه ای از خاورمیانه که خودشان یا اجدادشان در ایران به دنیا آمده اند و همه چیز می دانند، با استعدادترین مردم دنیا هستند، ناسا و گوگل را اداره می کنند، قدیمی ترین تاریخ را دارند و از وضعی که دارند ناراضی هستند و تا چند ماه دیگر قرار است همه چیزشان درست شود. خصوصیات ملی: « تاریخ سه هزارسال قبل را بلدیم ولی نمی دانیم الآن در مملکت چه خبر است.»، « دنیا قبلا مال ما بود، ولی نامردها آن را گرفتند، وگرنه به همین خوبی کشور خودمان اداره اش می کردیم.»، « حقیقت چیز خوبی است، ولی حوصله نداریم فعلا در موردش حرف بزنیم، بگذار ده قرن دیگر.»، « کاش قهرمانی پیدا می شد و مشکلات ما را حل می کرد و زود هم می مرد.»، « من اگر دلم بخواهد می کنم.»، « مرده شورش ببره، آدم نیست.»، « الآن که می تونی حالش رو ببر، دیگه گیرت نمی آد.»، « اینا که برن درست می شه، هرکی می خواد بیاد.»،« توی خیابان نماز می خوانیم، توی خانه کارهای دیگر می کنیم» «حاضرم جونم رو برای کشورم بدم، ولی فعلا باید برم مسافرت.»، « اگر ما ایرانی ها نبودیم کانادایی ها تا حالا مرده بودن.»،« آدم با شاخ گاو در نمی افته، ولی اگر کسی افتاد یه لگد هم تونستی بزن و برو.»، « خودشون بریدن و دوختن، ما چی کاره بیدیم.»، « حق ما رو خوردن، وگرنه اون هم آدمی بود که به اینجاها برسه.»، « دزد نباشه، هر دست و پا چلفتی می خواد باشه.»، « آدم با صداقتی یه، از همینش خوشم می آد، اگر مملکت رو هم نابود کنه، با صداقت این کار رو می کنه.»،« خودم این کاره ام، این که کاری نداره، دو تا پیچ داره می پیچونیش.»،« واقعا لیاقت ما اینه؟»، « یه دولتی بیاد که مثل غربی ها نباشه، مثل شاه هم نباشه، مثل اینا هم نباشه، مثل قدیم هم نباشه، فساد هم نباشه»،« خودم مثل آب خوردن مملکت رو اداره می کنم، با پشتیبانی همین ملت» کسانی که ایران را اداره می کنند: « اینا»، « خودشون»، « خودشونی ها»، « هزارفامیل»، « این فلان فلان شده ها»، « رئیس روسا»، « انگلیسی ها»، « آقایون» تکیه کلام ها: « ولم کن بذار تیکه تیکه اش کنم مرتیکه خشونت طلب رو»، « بعدا یه کاریش می کنیم»، « از یه جایی جورش می کنیم.»، « حالش رو می گیرم، بذار وقتش برسه.»، « ترتیبش رو می دم.»، « بسپرش دست من، خیالت تخت.»، « هنر نزد ایرانیان است و بس. » حکایات و امثال:« با دست پس می زنه با پا پیش می کشه.»،« با کدخدا بساز، ده را بچاپ.»، « با یه گل بهار نمی شه، بهار هم بشه من قبول ندارم.»، « بخور و بخواب کار منه، خدا نگه دار منه.»، « برای ابراز صراحت به در می گم دیوار تو گوش کن.»، « برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند، هه هه هه، انگار ما خریم.»، « به کیشی آمدند و به فیشی رفتند.»، « بگیر و ببند و بده دست پهلوون.»، « بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد بادش می ده.»، « بیله دیگ، بیله چغندر» تخصص های ویژه: « هر قرن یک پنجم کشور را از دست می دهیم.»، « هر سی سال یک انقلاب می کنیم و پشیمان می شویم»، « هر دوازده سال به جای تعمیر خانه، خانه را می کوبیم و دوباره می سازیم.»، « هر ده سال یک میلیون نفر مهاجرت می کنند و برنمی گردند.»، « هر 5 سال ده سیاستمدار کشور را یا می کشیم یا له می کنیم یا بدنام می کنیم.»، « هر سال یک بار همه چیزهایی را که قبلا کشف شده اختراع می کنیم.»، « هر ماه تصمیم می گیریم که سرنوشت مان را بکلی عوض کنیم و هیچ وقت نمی کنیم.»، « هر روز تصمیم می گیریم یک جور دیگر بشویم» *انتخاب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 11:31 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|