تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید - با فرهنگ و بی فرهنگ
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

متني ارزشمند از استاد محمدعلي اسلامي ندوشن ، كه با كمال نكته سنجي ريشه هاي مشكلات ما و راه برون رفت از آنها را مي نماياند ، را سالها پيش خوانده بودم ومناسب ديدم اين نوشتار ارزشمند را بار ديگر با شما دوستان بخوانيم:

 

با فرهنگ و بی فرهنگ

 

دو با فرهنگ،  یکی در چین و دیگری در تگزاس، زبان یکدیگر را بهتر می فهمند، تا دو برادر که از فرهنگ بی بهره اند . اگر اداره امور جهان به کسانی که دارای فرهنگ بودند،  واگذار می شد بی شک دنیايی غیر از آنچه داریم،  می داشتیم.

ریشه بسیاری از سوء تفاهم ها،  بسیاری از اختلافات ها، بی فرهنگی است،  چون فرهنگ نباشد، غریزه ها و شهوت ها در رابطه بین بشر و بشر، حکمفرما میشوند، غریزه ها و شهوات همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی می کنند...

تخصص در رشته ای از رشته های معارف بشری کافی نیست که کسی با فرهنگ شود، فرهنگ ثمره و نتیجه دانش است،  نه خود آن: ممکن است در وجود کسی نابارور بماند.مانند (درخت نر). با دانشان بی فرهنگ در دنیا کم نبوده اند: و از آن جمله اند همه قاضیان بی اعتنا به حق، همه سیاستمداران بی اعتنا به انسانیت ؛ همه دانشوران دیو سیرت.

در همین زندگی روزمره به کسانی بر میخوریم که طبیبی برجسته، ادیبی عالیقدر، یا مهندسی نام آوراند، اما در نگاه آنان برق آدمیت نیست، در خلق و شیوه زندگی و سلوک آنان نشانه ای از فرهنگ دیده نمی شود، اینان دانش را به کار می بندند، با همان روحیه که نعل بند از فن نعل بندي خود استفاده می کند.

بر عکس، هستند کسانی که سواد خواندن و نوشتن ندارد، یا خیلی کم دارند ، روح آنان مایه ای از فرهنگ در خود نهفته یعنی به حد تشخیص نیک از بد، صواب از خطا رسیده . در وجود اینان، همان درس های زندگی با آموزش مکتبخانه، یا نصیحت پدر، تبدیل به فرهنگ شده است.

ممکن است دانش بتواند- بی کمک فرهنگ- بشر را به پیشرفتهای شگفت مادی نایل کند، ممکن است یک دانشمند بی فرهنگ نیز از جهتی سودمند واقع شوند، ولی سرانجام چه؟ چنین دانشی برای جامعه پیشرفت می آورد اما حل مشکل نمی آورد . دانش ابرها هستند و فرهنگ باران، اگر ابر به بارش نیفتد، وجود ش ثمر بخش نخواهد شد.

آیا جامعه با فرهنگ بدان معناست که همه افراد آن ازنعمت سواد برخوردار باشند؟

نه، سواد همانگونه که اشاره شد، مواد خام فرهنگ است، نه خود آن، ولو همه مردم یک کشور به سواد دست یابند، تا زمانی که راهی در وجود آنان بسوی فرهنگ گشوده نشده، تغییر حادث در وضع و روحیه آنان، جزیی و ظاهری خواهد بود، تأثیری در ماهیت زندگی آنان نخواهد داشت حتی گاهی ممکن است اثر سوء بنهد ... هرگونه سواد دوای درد نیست باید همواره از سواد ثمره و نتیجه ای انتظار داشت ... تجلی فرهنگ در وجود بان گونه است که بینش را وسیع تر می کند انسان را نسبت به انسانیت خود آگاه تر می سازد، بینش و لطافت طبع و تساهل را می پرو راند، مقامات او در برابر خود پرستی و تعصب و بد گویی می افزاید، خلاصه که شخص انسان تر میشود ...

روح کاغذ پرستی و دیپلم طلبی بزرگترین ضربه را، در سراسر جهان به فرهنگ زده است . در عوض آنکه به شخصیت شخص توجه شود، به کاغذی توجه میشود که شخص در دست دارد . مثل آستین بهلول، این کاغذ است که بر صدر می نشیند حقوق میگرد، مرجعیت دارد، نه خود انسان.

یکی دیگر از دشمنهاي بزرگ  فرهنگ، «كوره سوادی»و «تحصیل ناقص » دوره عالی است. غالبا بی فرهنگان، در میان کسانی یافت میشوند که معلومات ناقص فرا گرفته اند: همه مطالعه آنان محدود به چند جزوه دانشکده بوده و توانسته اند ورقه ای برای خود دست و پا کنند. اینان چون خود را با سواد می پندارند، پرشده اند از ادعا و تظاهر و نام خویشتن را «روشنفکر» میگذارند.

با سواد نشده اند، در حالی که صفا و سادگی بی سوادی را هم از دست داده اند، معجون ترشیده ای شده اند که نه سرکه, سرکه است نه شراب, شراب ...

جامعه ای که ادعای گرایش به ترقی دارد، باید با دلسوزی و مراقبت تمام نگران وضع فرهنگی خود باشد. ترقی به معنای ساده آن، این است که تحول در جامعه ایجاد شود، این تحویل باید قبل از هر چیز، ناظر به روح و فکر جامعه باشد و گرنه، اگر کسی با همان روحیه که در گذشته دنبال قاطر می دوید، اکنون پشت «بنز» بنشیند، و با همان روحیه که پشت «بنز» می نشیند، فردا بخواهد هواپیمای «جت» براند، این در جا زدن است، نه تحول، حتی سیر قهقرائی است.

مسئله فرهنگ هم فردی است، هم ملی هم جهانی . بعد از عقب ماندگی و فقر، بزرگترین مسئله دنیای امروز ،همین مسئله است.صلح و سعادت آینده جهان به همان اندازه که به اقتصاد وابسته است، به فرهنگ نیز متکی است.

وقتی همه عوامل موجود، زور، تهدید، پول و سیاست، از حل مسائل جهان عاجز ماند، فرهنگ باید پای به میان نهد، اگر گره ها گشودني بود، سرانجام بدست آن گشوده خواهد شد، اگر گشود نی نبود، دلیل بر آن است که فرهنگ شکست خورده، رمق خود را از دست داده و دخالت مردان با فرهنگ در اداره امور جهان تا به حد هراس انگیزی کاهش یافته است .

                 

                                                                      محمد علی اسلامی ندوشن

                                                                        (تخلص از کتاب «به دنبال سایه هماي»)

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:23  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف (فردا)
سايت خبري تابناك(بازتاب)
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت (حاج آقا قادري)
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر (بچه هاي جلوي خاكريز)
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM