تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

عراقي ها مجبورن ، ايراني ها چرا؟؟؟!!!

مجبور شدن عراقی ها به فروش کلیه هایشان به قیمت بسیار اندک ، یکی از نتایج حضور اشغالگران امریکایی در این کشور است.
واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی گزارش داد ، شش سال اشغالگری امریکا در عراق و رقابتهای فرقه ای سبب شده است اقتصاد این کشور نابود شود.
مردم عراق به سختی می توانند هزینه زندگی خانواده شان را تامین کنند. برخی از عراقی ها انقدر مستاصل شده اند که بخاطر فقر فاحش ، کلیه هایشان را می فروشند.
بازار غیرقانونی خرید و فروش اعضا در عراق رونق قابل توجهی پیدا کرده است.
 درواقع ، فقر شدید مردم این کشور نفت خیز را به سمت بازار سیاه تجارت اعضا سوق داده است.
عراقی ها با فروش هر کلیه خود سه تا پنج هزار دلار بدست می آورند.
 البته قیمت هر کلیه در عراق حدود پانزده هزار دلار است و بخش اعظم ان نصیب دلالان می شود. شماری از این افراد برای پس دادن بدهی های خود مجبور می شوند به چنین کاری مبادرت کنند. واحد مركزي خبر

 

 

خیابان رودسر و گیلان در تهران را شايد اسمش را شنيده باشيد شايد هم نه ، اما اسم وزارت نفت را قطعا شنيده‌ايد. اين خيابانها در مجاورت ساختمانهاي سربه فلك كشيده اين وزارت كليدي و پولدار كشور ماست.
اين خيابان همان نقش خيابان ناصر خسرو را دارند اما بجاي دارو در آنها بخشهايي از بدن انسانهاي نيازمند خريد و فروش مي ‌شود! هر نيازمند به كليه و يا نيازمند به پول و مستاصلي گذارش به آنجا احتمالا مي‌افتد تا نيازش را برطرف كند ، يكي نياز به كليه و ديگري بدست آوردن پولي جهت سيركردن شكم خودش و احتمالا زن و بچه‌هايش، آنهم در مجاورت وزارت نفت!!! نفتي كه ثروت ملي همان افراد فقير و بيچاره هست.
راستي اگر در عراق اشغال‌شده آن اوضاع خريد و فروش كليه هست، در كشور ما چرا كليه با همان قيمتها و بعضا پايينتر افرادي مجبورند كليه بفروشند؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 18:3  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

خدايا ما را ببخش


«محمدمهدي زاهدي در سفري به فرانسه در جريان بازديد از انستيتو مطالعات عالي اين کشور خود را به عنوان يک استاد بزرگ رياضي معرفي کرده، اما مدير انستيتو اين سمت را براي او مناسب ندانست؛ به طوري که وقتي از او درباره جايزه بين المللي فيلدز که در ميان رياضيدانان در حد نوبل شناخته مي شود سوال شد، او سردرگم پرسيد؛ جايزه فيلدز ديگر چيست؟، او همچنين هنگام بازديد از همين موسسه از حضور دانشجويي ايراني به نام صمدي در آن دانشگاه ابراز خشنودي کرد؛ در حالي که مدير فرانسوي انستيتو از وجود چنين دانشجويي بي خبر بود. بعداً وقتي وزير علوم احمدي نژاد براي اثبات نظرش گفت روي تابلوي اعلانات نام اين دانشجو را ديده است، معلوم شد که او کلمه فرانسوي Samedi به معناي روز شنبه را با نام يک دانشجوي ايراني اشتباه گرفته است،»
«آقاي وزير در بازگشت از سفر حج که همراه با احمدي نژاد به آن مشرف شده بود، در يک جلسه رسمي در تمجيد از سياست خارجي موفق دولت نهم، خبر داد با چشمان خودش ديده است پادشاه عربستان به احترام احمدي نژاد دست از عقايدش برداشته و بïرد يماني را بوسيده است. بوسيدن برد يماني به باور اهل سنت حرام است، اما شيعيان آن را مي بوسند و ماموران حرم معمولاً از اين رفتار جلوگيري مي کنند. البته بعد از جلسه معلوم شد منظور زاهدي از بïرد يماني، همان رïکن يماني بوده است که اهل تسنن هم آن را مي بوسند.» متن کامل خبر


با خواندن مطالب فوق كه درباره‌ي وزير علوم و تحقيقات و فناوري و ...!! مي‌باشد ، دو مطلب در ذهنم جاي  گرفت :
نخست : دلم براي تمام كارمندان وزارت علوم و دانشگاههاي دولتي به خاطر داشتن همچين وزيري سوخت.!!! (چون ما از همه بهتر دركشان مي‌كنيم)
دوم : از نك و نال نسبت به بعضي مشكلات آموزش و پرورش پشيمان شده و خدا را شكر مي‌كنم كه وزير ما هرچه  و هركي هست، آقاي زاهدي نيست.
در حاشيه هم به دنبال راهي هستم كه از آقايان نجفي – مظفر – حاجي – فرشيدي - علي احمدي (وزراي اسبق و سابق و فعلي آموزش و پرورش) حلاليت بطلبيم (حلاليت طلبي اين روزها مد شده) به خاطر ايراداتي كه گاهي مي‌گرفتيم و نق و نوقهايي كه مي‌زديم و نمي‌دانستيم هستند كساني كه به مصيبت‌هايي بدتر از ما دچارند. خدايا ما را ببخش ، آآآمين


*** مدتها بود که بی نظمی و سنگینی مشهودی در بلاگفا پدیدار شده (بخصوص بعد از انتخابات) که همین موجب شد تا به فکر یک آلترناتیو برای وبلاگم باشم. لذا همزمان با این وبلاگ وبلاگ جدیدم با نام بيتوته را بروز مي كنم. چنانچه تمايل داشته باشيد مي توانيد همزمان از طريق آن وبلاگ منت نهاده و نوشته هايم را دنبال نماييد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:37  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

      خواب گران مسئولین بهداشت و مسئولین محیط زیست     

 

دفع فاظلاب با پوشش گیاهی به دریا

 

پشت صحنه آن پوشش گیاهی دفع فاضلاب به دریا (لوله های انتقال فاضلاب و مخازن آن)

مکان : ساحل دریای بابلسر (جنب پارکینگ ششم) - البته از این دسته گلها در جای جای شهرهای شمال از نوع صنعتی و خانگی به وضوح و آشکار دیده می شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:39  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

 

خوش گردی!!!

از خاکیان ندانم
ساحل به او چه می گفت
کان موج ناز پرورد
سر را به سنگ می زد
خود را هلاک می کرد

روستای " ایول " بین دامغان - کیاسر(ساری)

چند روزی رفته بودیم شمال و دریا و ... (جای همه دوستان دیده و ندیده خالی) عکس های زیادی بود که در بین آنها این عکس را به خاطر نام روستا (کمی داش مشتی به نظر میاد) جدیدتر و جالب تر دیدم. راستی اوضاع اینترنت اونجا افتضاح بود طوری که بلاگفا و سایتهای خبری معمولی و عادی!؟!؟!را هم باز نمی کرد. (بازم اینترنت کلنگی خودمون- البته شاید هنوز هم اونجایی ها!!! همچین بگی نگی در فیلتر گیر کرده اند!!!یا هنوز تاریخ اونجا بین روزهای ۲۲خرداد تا ۷تیرماه ثابت مانده است)

با دیدن نام این روستا یاد چی می افتین؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:3  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

باز هم مهندسی!!!؟؟؟!!

این روزها که بازار مهندسی در خیلی چیزها داغ است!!؟؟!! بد ندیدم که این عکس که از همان نوع مهندسی ها می باشد را جهت انبساط خاطر دوستان قرار بدم. (از توجه مسئولین شهرمان که ناامیدم و امیدوارم که این یکی ریشه ای را نشانه نرفته باشد. )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:7  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

 

ظاهرسازی و نفاق

امروز صبح ساعت ۵/۶ كانال۳ سخنراني حجه‌الاسلام دكتر رفيعي را پخش مي‌كرد و من هم طبق عادت هر روز حين صرف صبحانه آن را گوش مي دادم. نكته اي كه از صحبتهاي ايشان برايم جالب بود اين بود كه مي‌گفت (نقل به مضمون) : "نفاق در جامعه اسلامي شكل ميگيرد نه در جامعه مشرك، زيرا در جامعه مشرك نيازي به ظاهرسازي نيست، در جامعه اسلامي است كه افراد رو به ظاهرسازي و نفاق مي‌آورند تا چهره‌ي اصلي خودشان را پنهان كنند. كما اينكه آياتي كه در آن از نفاق ياد شده همه در مدينه نازل شد نه در مكه كه به دست مشركين بود."
نتيجه‌گيري با شما!!؟؟!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:28  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

باور كنيد كار خيلي سختي نيست. امتحان كنيد.

نماینده مردم تبریز در مجلس با اشاره به مشکلات مجتمع تراکتورسازی تبریز، خواستار ایجاد نهضت فروش تراکتور شد. +


مگر مملكت ما تا حالا تراكتور از كجا مي‌خريده؟ يا چه تعداد نياز داريم؟ و مردم براي اين نهضت ! چه بايد بكنن؟ هر نفر يك تراكتور بخرد؟! دوتا بخرد؟ پنج تا بخرد؟؟!!!... 

اگر به همين نحو پيش برود بزودي ساير نمايندگان هم درخواست ايجاد نهضت!!! خواهند داشت. مثلا:
نماينده اصفهان درخواست ايجاد نهضت فروش گز
نماينده قزوين درخواست ايجاد نهضت فروش  سنگ پا
نماينده كرمان درخواست ايجاد نهضت فروش زيره
نماينده ساوه درخواست ايجاد نهضت فروش انار
....
چه شود با اين همه نهضت!!!!!!!!!!!
مدتهاست كه كلمات معناي خودشان را از دست داده‌اند و هر كلمه‌اي را هرجايي بكار مي‌برند كه يا از بيسوادي من است كه اين را غلط مي‌دانم يا از ...!؟!؟؟!؟
چند وقت پيش يك مسئولي در يك مصاحبه مي‌فرمود كه: براي تنظيم بازار در ماه رمضان چندهزار تن گوشت مرغ و گوسفند به بازار "تزريق" خواهيم كرد.
• تزريق : داخل كردن داروي مايع زيرپوست يا در داخل رگ به وسيله سوزن مخصوص؛ آمپول زدن (فرهنگ فارسي دكتر محمد معين)
از اين دست افاضات به وفور در مصاحبه‌ها و مقالات مي‌بينيم و ظاهرا به واسطه رودربايستي و خجالت! كسي هم به آقايان تذكر نمي‌دهد كه اين چه جور حرف زدن هست؟ مي‌خواهيد قلمبه ، سلمبه و يا به‌عبارتي ثقيل حرف بزنين و عوامي چون من را مبهوت سخنانتان كرده و به هيجان بياوريد ، راهش اين نيست كه هر كلمه‌اي را بجا و نابجا بكار ببريد ، بلكه راهش مقداري مطالعه در روز و كمي سوادآموزي و داشتن حداقل يك جلد فرهنگ لغات فارسي است  همين.  باور كنيد كار خيلي سختي نيست. امتحان كنيد. (اگر سخت باشد هم عيبي ندارد ، بهتر از اين هست كه ما خودمان فاتحه زبان و ادبيات فارسي را بخوانيم و تن فردوسي و دهخدا و دكتر معين و ساير بزرگان را روزي صدهابار در گور بلرزانيم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:33  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

تفاوت این دو ، در چیست؟؟؟!!

۱- كشتار مسلمانان اویغور توسط دولت كمونيستي چين - کشتار مسلمانان در چین + عکس  - سکوت سوال برانگیز در برابر کشتار مسلمانان در چین

۲- مراسم تشييع پيكر نمادين شهيده مظلوم حجاب خانم مروه الشربيني بعدازنماز جمعه توسط امت حزب‌الله و بسيجيان به سوي ميدان فلسطين

اینکه اگر به هر مسلمانی ظلم شد ( حتی هر انسانی) باید به آن اعتراض کرد ، امری است کاملا مورد تائید ، ولی سوال اینجاست که فرق بین مسلمانان دسته اول با مورد دوم چیست که برای دومی انواع میزگرد و تحلیل و خبر و مراسم و .... برگزار می کنیم ولی در باره اولی (که بیش از ۱۶۸ کشته و بالای ۸۰۰ زخمی داشته و آن بندگان خدا دستشان به هیج جا بند نیست و حتی هیچ خبرگزاری نمی تواند خبرهایشان را از آنجا تحت پوشش قرار دهد و صدای مظلومیتشان خفه می شود) خبررسانی معمولی هم از صدا و سیما دیده نمی شود؟؟؟ جایی که حتی کشور لائیک ترکیه صدای اعتراضش بلند می شود، سکوت ما چندش آور نیست؟؟؟

مگر مسلمان با مسلمان فرق دارد؟ آیا حفظ روابط دوستانه! و برادرانه!!! با کشور کمونیستی چین (که یک طرفه دارد حسابی از ما استفاده می کند) مهمتر از زیرپا نهاده شدن حق برادران و خواهران مسلمان است؟؟؟

به دلم آمد دعا کنم : خدایا ما را از مسلمانان دسته دوم قرار بده!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 8:46  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

حالا چه باید کرد؟؟!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:57  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

مستحبات و واجبات مربوط به آن

اين روزها تلويزيون مدام از مراسم عبادي اعتكاف مطلب پخش مي‌كنه كه حدود 500هزار نفر در آن شركت كرده‌اند.
خوشا به سعادتشان
اما سخن من چيز ديگري است و آن اين است كه در انجام اين عبادات توصيه شده ديني رعايت شان و حرمت آن را آنچنان كه بايد نمي‌كنيم.
لازم است كه همه و بخصوص جوانان را به انجام اين حسنات تشويق كرد اما بايد توجه داشت كه اين امر نبايد موجب كم شدن قداست اعتكاف يا ساير اعمال ديني شود. چرا تاكيد مكرر بر حضور دانش‌آموزاني داريم كه شايد حتي به سن تكليف براي انجام واجبات هم نرسيده‌اند ، چه برسد به انجام مستحبات
اينكه آمار دهيم چندهزار نفر دانش‌آموز در اين امر نيك شركت داشته‌اند كافي نيست ، بايد تحقيق شود اين كار چقدر بازخورد مثبت داشته است. قطعا شركت هركسي در اين گونه اعمال مقدس نيك است اما رعايت شرايط و الزامات هم بايد مورد بحث قرار بگيرد تا خداي‌ناخواسته به حرمت و شان و قداست اين آموزه‌هاي ديني لطمه‌ايي وارد نگردد .
بد نيست خاطره اي را كه يكي از همكاران در مورد يك مستحب ديگر نقل مي‌كرد را بگويم:
ايشان  كه دوره‌اي به عنوان سرپرست كاروان دانش‌آموزي به حج مشرف شده بود مي‌گفت: يكي از مشكلاتي كه ما در اين سفر داشتيم اين بود كه بعضا با تعدادي (البته انگشت‌شمار)از دانش‌آموزان براي بيدار كردنشان براي نماز صبح (قبل از قضا شدن) مشكل داشتيم!!! و اينكه آنها به گردش و بازار گردي بيشتر از انجام مناسك عمره اشياق نشان مي‌دادند! (اين شايد ويژگي و خصوصيت آن سنين باشد و بر آنان حرجي نيست، و اگر اشكالي هست در برنامه‌ريزي و عملكرد ما مي‌باشد)
در مفيد بودن سفر حج شكي نيست اما نبايد به ساير نكات آن توجه كرد؟؟ اينكه سهميه اي به دانش‌آموزان اختصاص دهيم و از آن طرف هم دانش‌آموز به خانواده براي تامين هزينه اين سفر فشار بياورد كافي و صحيح نيست، بررسي نتايج اين سفرها بشكلي دقيق و علمي ، از انجام سفر مستحبي عمره كم اهميت‌تر نمي‌باشد. (به دور از آمارسازي‌هايي كه مورد رضاي ما و دیگران است!!!)


*** رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در كميته اضطرار آلودگي هوا پيشنهاد تعطيل 48 ساعته همه فعاليتها در شهر تهران را ارائه داد. + (بقیه شهرها که شدت غبار و آلودگی بیشتر داشتن چی؟؟؟ اونها آ.. نیستن؟ یا اینکه ...)

*** در حالی که بعد از 20 روز ، سیستم ارسال ییامک مجدداً وصل شده بود ، بار دیگر از روز جاری ایرانی ها قادر به ارسال پیامک نیستند و سيستم ارسال پيام کوتاه قطع شده است.+  (امیدوارم ربطی به آلودگی هوا نداشته باشد.! ایضا به چیزهای دیگر و روزهای خاص!!؟؟!)

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 9:13  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

سلطان پاپ يا سلطان ابتذال؟؟؟


چند وقتي بود كه مي‌خواستم وب را بروز كنم ولي مشغوليات اجازه نمي‌داد كه امروز فرصتي دست داد تا در ارتباط با يكي از مهمترين وقايع روزهاي گذشته خاطره‌اي بنويسم ؛ نه اشتباه نكنيد موضوع انتخابات نيست (که من هم در اين ارتباط به تاسي از بزرگان تقيّه پيشه كرده‌ام!!!) موضوع مربوط به شادروان ميخائيل (مايكل) جكسون است كه البته فكر مي‌كردم دير شده و مطلبم را در ارتباط با شب هفت آن تازه ‌درگذشته بايد بنويسم ، كه امروز فهميدم اشتباه كرده‌ام و آن بزرگ‌مرد! موسيقي را هنوز دفن نكرده‌اند و ظاهرا سه‌شنبه مي‌خواهند طي مراسمي پرشكوه و حماسي به خاك بسپارندش!! (جالب اينكه گفته‌اند يكسال پيش از مرگش مسلمان هم شده است. خبرش را اينجا بخوانيد)
من نه طرفدار اين آقا بوده ام و نه از آهنگ‌هايش چيزي سردرمي‌آوردم (قابل توجه آنهايي كه مي‌خواهند انگ بچسبانند!) اما مثل هر خبر مرگ ديگري كه به گوشم مي‌رسد از شنيدنش ناراحت شدم و يك خاطره از سالهاي خوش دبيرستان كه بنوعي به اين آقا هم كمي ارتباط داشت به يادم آمد:
در اواسط دهه شصت (همان دوراني كه داشتن ويدئو و نگاه كردن به آن ذنب لايغفر بود و مستوجب مجازات و تعذير و بي‌آبرويي و جريمه و حرف و حديث‌هايي از اين دست ؛؛ بله يه چيزهايي تو مايه داشتن آنتن ماهواره در این روزها) يك روز بعدازظهر كه به دبيرستان رفتيم يكي از بچه‌ها (كه بابت سوالات عجيب و غريبش در كلاس شيمي از طرف دانش‌آموزان ملقب به لقب S.R.D. شده بود وعشق عجيبي به هنر و سينما داشت و بعدها  دانشگاه زمين شناسي خواند و الان هم در كار فيلم و هنر هست –خلاصه آش شله قلمكاري بود) مجله‌ايي دردست آمد و با هيجان تمام ‌گفت بياييد ببينيد كه چه عكسهايي تو اين هست. ما هم كنجكاو كه S.R.D. چه چيزي آورده كه اينطور هيجان زده است.

مایکل جکسون مایکل جکسون


خلاصه با ترس و هيجان رفتيم كلاس و يكي از بچه ها هم كشيك جلوي در ايستاد كه ناظم نياد و بعد از رعايت تمام مسائل امنيتي و فوق‌امنيتي (كوبيدن سر آنتن‌هاي كلاس به تاق و فرستادنشان به دنبال نخود سياه) توانستيم S.R.D. را راضي كنيم مجله را بدهد به ما ببينيم.
بله مجله (كه هنوز نامش يادم هست "ماهنامه علمي" بود مجله‌ايي شبيه دانستنيها و دانشمند و فاراد و... که آنروزها چاپ می شد و مجلاتی بسیار مفید بودند که این روزها متاسفانه کمتر مشابه شان دیده می شود) را كه گرفتيم دهانمان باز ماند كه چطور عكسهايي از خوانندگان مطرح غربي همچون مايكل ماميا و مايكل جكسون و غيره چاپ كرده. (هرچند متن و نوشته مقاله و زيرنويس عكسها در باره محكوم كردن اين جرثومه‌هاي فساد!!!؟؟‌و تباهي!! بود با عنوان "جنون ابتذال"
تا دقايقي متعجب عكسها را مي‌ديديم و تفسير مي‌كرديم تا بالاخره دبير آمد و ما هنگام درس هم همچنان ذهنمان درگير آن عكسها بود. (راستي آن شماره، آخرين شماره مجله "علمي" بود و به جرم چاپ همان عكسها توقيف شد!)
و از اينجا بود كه ما هم چشممان به جمال مايكل جكسون روشن شد و آپ‌توديت شديم و تا مدتها پُزِ ديدن آن عكسها را به بچه‌هايي كه نديده بودن مي‌داديم و آنها هم با دهان باز و حیرت آمیخته به حسرت گوش می دادن و غبطه می خوردند.
• در همين حد بدانيد كه D از كلمه ديناميت است! (دو حرف ديگه اسم و فاميل طرف هست و شايد راضي نباشه بگم. البته دوستان همكلاس آن روزها كه وبلاگ را بخوانند مي‌دانند كي را مي‌گويم)
• از دوستاني هم كه خصوصي و آشكار از بروز نشدن وبلاگ گله و يا بعضا خوشحالي!!! كرده‌اند هم پوزش مي‌طلبم.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:55  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

اين هم يك نوع ويترين هست؟!!!؟؟

ما داریم اونها را می بینیم یا اونها دارن ما را می بینن؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:39  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف
سايت خبري تابناك
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
سفيرلينك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM