![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
عراقي ها مجبورن ، ايراني ها چرا؟؟؟!!! مجبور شدن عراقی ها به فروش کلیه هایشان به قیمت بسیار اندک ، یکی از نتایج حضور اشغالگران امریکایی در این کشور است.
خیابان رودسر و گیلان در تهران را شايد اسمش را شنيده باشيد شايد هم نه ، اما اسم وزارت نفت را قطعا شنيدهايد. اين خيابانها در مجاورت ساختمانهاي سربه فلك كشيده اين وزارت كليدي و پولدار كشور ماست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 18:3 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
خدايا ما را ببخش «آقاي وزير در بازگشت از سفر حج که همراه با احمدي نژاد به آن مشرف شده بود، در يک جلسه رسمي در تمجيد از سياست خارجي موفق دولت نهم، خبر داد با چشمان خودش ديده است پادشاه عربستان به احترام احمدي نژاد دست از عقايدش برداشته و بïرد يماني را بوسيده است. بوسيدن برد يماني به باور اهل سنت حرام است، اما شيعيان آن را مي بوسند و ماموران حرم معمولاً از اين رفتار جلوگيري مي کنند. البته بعد از جلسه معلوم شد منظور زاهدي از بïرد يماني، همان رïکن يماني بوده است که اهل تسنن هم آن را مي بوسند.» متن کامل خبر نخست : دلم براي تمام كارمندان وزارت علوم و دانشگاههاي دولتي به خاطر داشتن همچين وزيري سوخت.!!! (چون ما از همه بهتر دركشان ميكنيم) دوم : از نك و نال نسبت به بعضي مشكلات آموزش و پرورش پشيمان شده و خدا را شكر ميكنم كه وزير ما هرچه و هركي هست، آقاي زاهدي نيست. در حاشيه هم به دنبال راهي هستم كه از آقايان نجفي – مظفر – حاجي – فرشيدي - علي احمدي (وزراي اسبق و سابق و فعلي آموزش و پرورش) حلاليت بطلبيم (حلاليت طلبي اين روزها مد شده) به خاطر ايراداتي كه گاهي ميگرفتيم و نق و نوقهايي كه ميزديم و نميدانستيم هستند كساني كه به مصيبتهايي بدتر از ما دچارند. خدايا ما را ببخش ، آآآمين
*** مدتها بود که بی نظمی و سنگینی مشهودی در بلاگفا پدیدار شده (بخصوص بعد از انتخابات) که همین موجب شد تا به فکر یک آلترناتیو برای وبلاگم باشم. لذا همزمان با این وبلاگ وبلاگ جدیدم با نام بيتوته را بروز مي كنم. چنانچه تمايل داشته باشيد مي توانيد همزمان از طريق آن وبلاگ منت نهاده و نوشته هايم را دنبال نماييد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:37 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
خواب گران مسئولین بهداشت و مسئولین محیط زیست
دفع فاظلاب با پوشش گیاهی به دریا
پشت صحنه آن پوشش گیاهی دفع فاضلاب به دریا (لوله های انتقال فاضلاب و مخازن آن) مکان : ساحل دریای بابلسر (جنب پارکینگ ششم) - البته از این دسته گلها در جای جای شهرهای شمال از نوع صنعتی و خانگی به وضوح و آشکار دیده می شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:39 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
خوش گردی!!!
از خاکیان ندانم
روستای " ایول " بین دامغان - کیاسر(ساری) چند روزی رفته بودیم شمال و دریا و ... (جای همه دوستان دیده و ندیده خالی) عکس های زیادی بود که در بین آنها این عکس را به خاطر نام روستا (کمی داش مشتی به نظر میاد) جدیدتر و جالب تر دیدم. راستی اوضاع اینترنت اونجا افتضاح بود طوری که بلاگفا و سایتهای خبری معمولی و عادی!؟!؟!را هم باز نمی کرد. (بازم اینترنت کلنگی خودمون- البته شاید هنوز هم اونجایی ها!!! همچین بگی نگی در فیلتر گیر کرده اند!!!یا هنوز تاریخ اونجا بین روزهای ۲۲خرداد تا ۷تیرماه ثابت مانده است) با دیدن نام این روستا یاد چی می افتین؟؟؟!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:3 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:7 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
ظاهرسازی و نفاق
امروز صبح ساعت ۵/۶ كانال۳ سخنراني حجهالاسلام دكتر رفيعي را پخش ميكرد و من هم طبق عادت هر روز حين صرف صبحانه آن را گوش مي دادم. نكته اي كه از صحبتهاي ايشان برايم جالب بود اين بود كه ميگفت (نقل به مضمون) : "نفاق در جامعه اسلامي شكل ميگيرد نه در جامعه مشرك، زيرا در جامعه مشرك نيازي به ظاهرسازي نيست، در جامعه اسلامي است كه افراد رو به ظاهرسازي و نفاق ميآورند تا چهرهي اصلي خودشان را پنهان كنند. كما اينكه آياتي كه در آن از نفاق ياد شده همه در مدينه نازل شد نه در مكه كه به دست مشركين بود." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:28 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
باور كنيد كار خيلي سختي نيست. امتحان كنيد. نماینده مردم تبریز در مجلس با اشاره به مشکلات مجتمع تراکتورسازی تبریز، خواستار ایجاد نهضت فروش تراکتور شد. + اگر به همين نحو پيش برود بزودي ساير نمايندگان هم درخواست ايجاد نهضت!!! خواهند داشت. مثلا: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:33 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
تفاوت این دو ، در چیست؟؟؟!! ۱- كشتار مسلمانان اویغور توسط دولت كمونيستي چين - کشتار مسلمانان در چین + عکس - سکوت سوال برانگیز در برابر کشتار مسلمانان در چین اینکه اگر به هر مسلمانی ظلم شد ( حتی هر انسانی) باید به آن اعتراض کرد ، امری است کاملا مورد تائید ، ولی سوال اینجاست که فرق بین مسلمانان دسته اول با مورد دوم چیست که برای دومی انواع میزگرد و تحلیل و خبر و مراسم و .... برگزار می کنیم ولی در باره اولی (که بیش از ۱۶۸ کشته و بالای ۸۰۰ زخمی داشته و آن بندگان خدا دستشان به هیج جا بند نیست و حتی هیچ خبرگزاری نمی تواند خبرهایشان را از آنجا تحت پوشش قرار دهد و صدای مظلومیتشان خفه می شود) خبررسانی معمولی هم از صدا و سیما دیده نمی شود؟؟؟ جایی که حتی کشور لائیک ترکیه صدای اعتراضش بلند می شود، سکوت ما چندش آور نیست؟؟؟ مگر مسلمان با مسلمان فرق دارد؟ آیا حفظ روابط دوستانه! و برادرانه!!! با کشور کمونیستی چین (که یک طرفه دارد حسابی از ما استفاده می کند) مهمتر از زیرپا نهاده شدن حق برادران و خواهران مسلمان است؟؟؟ به دلم آمد دعا کنم : خدایا ما را از مسلمانان دسته دوم قرار بده!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم تیر 1388ساعت 8:46 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
حالا چه باید کرد؟؟!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:57 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مستحبات و واجبات مربوط به آن اين روزها تلويزيون مدام از مراسم عبادي اعتكاف مطلب پخش ميكنه كه حدود 500هزار نفر در آن شركت كردهاند.
*** رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در كميته اضطرار آلودگي هوا پيشنهاد تعطيل 48 ساعته همه فعاليتها در شهر تهران را ارائه داد. + (بقیه شهرها که شدت غبار و آلودگی بیشتر داشتن چی؟؟؟ اونها آ.. نیستن؟ یا اینکه ... *** در حالی که بعد از 20 روز ، سیستم ارسال ییامک مجدداً وصل شده بود ، بار دیگر از روز جاری ایرانی ها قادر به ارسال پیامک نیستند و سيستم ارسال پيام کوتاه قطع شده است.+ (امیدوارم ربطی به آلودگی هوا نداشته باشد.! ایضا به چیزهای دیگر و روزهای خاص!!؟؟! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 9:13 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
سلطان پاپ يا سلطان ابتذال؟؟؟ من نه طرفدار اين آقا بوده ام و نه از آهنگهايش چيزي سردرميآوردم (قابل توجه آنهايي كه ميخواهند انگ بچسبانند!) اما مثل هر خبر مرگ ديگري كه به گوشم ميرسد از شنيدنش ناراحت شدم و يك خاطره از سالهاي خوش دبيرستان كه بنوعي به اين آقا هم كمي ارتباط داشت به يادم آمد: در اواسط دهه شصت (همان دوراني كه داشتن ويدئو و نگاه كردن به آن ذنب لايغفر بود و مستوجب مجازات و تعذير و بيآبرويي و جريمه و حرف و حديثهايي از اين دست ؛؛ بله يه چيزهايي تو مايه داشتن آنتن ماهواره در این روزها) يك روز بعدازظهر كه به دبيرستان رفتيم يكي از بچهها (كه بابت سوالات عجيب و غريبش در كلاس شيمي از طرف دانشآموزان ملقب به لقب S.R.D. شده بود وعشق عجيبي به هنر و سينما داشت و بعدها دانشگاه زمين شناسي خواند و الان هم در كار فيلم و هنر هست –خلاصه آش شله قلمكاري بود) مجلهايي دردست آمد و با هيجان تمام گفت بياييد ببينيد كه چه عكسهايي تو اين هست. ما هم كنجكاو كه S.R.D. چه چيزي آورده كه اينطور هيجان زده است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:55 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
اين هم يك نوع ويترين هست؟!!!؟؟
ما داریم اونها را می بینیم یا اونها دارن ما را می بینن؟؟؟!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:39 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|