![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
آیا پول افيون تودههاست؟!؟
ظاهرا بعضی ها بازی انتخابات را با ورق تراول چک شروع کرده اند! و نیز تعدادی برگ هم در آستین نگاه داشته اند برای روزهای آخر که بزنن زمین و حریف خواب آلوده یا حریف درگیر راضی کردن مردم به رای دادن را مات و مبهوت کند. به هر حال اینم یه جور اخلاق انتخاباتی هست.!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:6 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
پیر چنگی و ...
هفتهي گذشته در تنها مراسم تجليل از مقام معلم شركت كردم ؛ همانطور كه قابل پيشبيني بود تعدادي سخنراني مسئولین آماده و ناآماده و بازي با كلمات روح مجلس بود و اگر نبود سخنراني كوتاه اما جذاب همكار فرهيختهمان آقاي داوري كه حكايت پيرچنگي را نقل كرد، من يكي فكم از شدت خميازه درميرفت!!! آن شنیدستی که در عهد عمر بود چنگی مطربی با کرّ و فر بلبل از آواز او بی خود شدی یک طرب زآواز خوبش صد شدی مجلس و مجمع دمش آراستی وز نوای او قیامت خواستی حضرت ادامه می دهد که صدای ساز او همانند سور اسرافیل مردگان را زنده می کرد و با استفـاده از این تمثیل راه را بدانجا می برد که : از نوایش مرغ دل پران شدی وز صدایش هوش جان حیران شدی تا اینکه آن مطرب چنگ نواز رفته رفته پیر گشت و دیگر کسی طالب شنیدن آواز او نبود. از این رو چون درمانده گشت چون بر آمد روزگار و پیر شد باز جانش از عجز پشّه گیر شد گشت آواز لطیف جان فزاش زشت و نزد کس نیرزیدی به لاش چونکه مطرب پیرتر گشت و ضعیف شد ز بی کسبی رهین یک رغیف گفت عمر و مهلتم دادی بسی لطفها کردی خدایا با خسی حضرت از قول پیر چنگی با شرمساری به خدا شکایت می کند که اگر چه من سالهای جوانی عمرم را به خلق مشغول و از تو دور شدم و امروز از بی کسبی و بی توجهی همان مردم به قطعه نانی محتاجم ، تو مـــرا رهـــا مکن .پس امروز مهمان تو ام و برای تو ساز می زنم ، دستمزدم را خودت بده ! نیست کسب امروز مهمان توام چنگ بهر تو زنم آن توام به گورستان رفت بر قبری نشست . آنقدر ساز زد و گریست تا به خواب رفت . چنگ را برداشت و شد الله جو سوی گورستان یثرب آه گو گفت خواهم از حق ابریشم بها کاو به نیکویی پذیرد قلبها چونکه زد بسیار و گریان سر نهاد چنگ بالین کرد و بر گوری فتاد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:23 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
باز آمد بوی امتحان ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10:28 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
ماشین این انتخابات نیاز به سهمیه اضافی بنزین دارد!!!!!!!
مکان: دانشگاه آزاد اسلامی دامغان (من معنی اون ۲تا خط قرمز را نفهمیدم. شما چی حدس می زنید؟ آیا خطوط قرمز رو به افزایش است؟ یا ...) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:47 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
حکایتی از آمریکای جهانخوار و بی ارتباط با این روزها!!!؟؟!!! یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد. منبع: صدای معلم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:25 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
معلم - ماست - دوغ - کشک - پشم - ... ؟؟؟!!؟!!!
اگر بخواهيم كسي ما را گرامي ندارد ، بايد كي را ببينيم؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:14 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
ما و سال داروین و دانایی و سوختن و ... وبلاگ گروه زیست شناسی را که به مناسبت نامگذاری سال ۲۰۰۹ به نام سال داروین، بروز کرده بودم کامنتی داشتم از یک دوستدار جنگل که من به رسم ادب و نیز کنجکاوی سری به وبلاگش زدم که جالب بود و از سر دلسوزی برای این منبع طبیعی زیبا ولی در حال نابودی کشورمان مطالبی نوشته بود اما در قسمت کامنتهای این وبلاگ یک مطلب را یکی از دوستان صاحب وبلاگ گذاشته بود که برایم جالب بود و برای شما آنرا در ذیل آورده ام: " می دانید چرا داروین سالهای انتهایی عمرش را در افسردگی و بدون لبخند گذراند؟ داروین در خاطراتش می نویسد: در جوانی همواره از خواندن رمانهای شکسپیر لذت می بردم... از شنیدن قطعات کلاسیک موسیقی پرواز می کردم و دیدن نمایشنامه های کمیک مرا به وجد و سرور می رساند. اما در تعجبم که چرا همگام با افزایش دانایی ام و اطلاع از این حقیقت که هوشمندی بشر، حاصل چیزی جز یک تصادف ساده نبوده است، دقیقاً آن بخش از وجودم که به واسطه اش می خندیدم و از روزگار لذت می بردم و به آینده امیدوار می ماندم، در من حقیرتر و حقیرتر شد تا سرانجام مرد و رفت. به قول استاد محیط طباطبایی: آن دل که می فهمد، می سوزد، و به قول شریعتی عزیز: میوه درخت دانایی تلخ است! " |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:11 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
پس از واردات پرتغال برزیلی و اسرائیلی و سیب لبنان و انگور چین و پارچه چادری ژاپنی و داروهای هندی و برنج پاکستان و تایلند و هند و... و گندم کانادایی و آمریکایی و ... و صدها مورد دیگر ، خبر ذیل کامل کننده همه ی موارد فوق و شاهکاری بی نظیر است:
واردات بيرويه در ماههاي اخير به جايي رسيده كه پرچم كشور كه نماد غرور ملي و هويت كشور است نيز در سالهاي اخير به تعداد بسياري براي توليد به كشور چين سفارش و از اين كشور وارد شده است. کسی معنی عدم وابستگی و استقلال یک کشور را می داند؟؟؟!؟!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:58 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
کلاس دوم تجربی دبیرستان امام صادق(ع) دامغان قانون هنگامی بر اساس منطق نباشد ، اینگونه مورد تمسخر واقع می شود. براستی چقدر از این دست قوانین داشته ایم و داریم و خواهیم داشت؟؟؟ (ممنوعیت ویدئو - ممنوعیت ماهواره - ...) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:54 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
سواد انگليسي!!!! يا ...؟!؟! (اين عكس را يك دوست عزيز برايم ايميل كرده است) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 20:20 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
دقايقي از يك روز كاري معلمها بله دوستان ؛ تدريس در اين مدارس و سروكار داشتن با اين دانشآموزان و خانوادههايشان عالمي دارد كه به قول دامغانيها : "خدا نصيب گرگ بيابان هم نكند." (هرچند نصیب ما که شده است |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:52 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:4 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
تکریم معلم توسط خودمان!!!! آقاي قربانيراد يكي از همكاران پرسابقه مان (با 28 سال خدمت) روز گذشته دارفاني را وداع گفت و در اين روزهاي هفتهي معلم! جايش بين ما خاليست. وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تاثیر اختران شما نیز بگذرد بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد در باغ دولت دگران بود مدتی این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد جاي مسئولين آموزش و پرورش دامغان كه حضور فعالشان در مراسم مختلف (بخصوص اگر مورد مشابهايي براي پرسنل نظامي و انتظامي باشد) چشمگير است، در تشييع اين همكار زحمتكش خالي بود. خصوصا كه ... آه از اين همه تكريم مقام معلم كه "از ماست كه بر ماست" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 19:59 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
گردهمايي مشترك ائمه جمعه و مديران آموزش و پرورش استان سمنان در مشهد مقدس برگزار شد.!!!! (در جهت اصلاح الگوی مصرف )
اصل خبر را به نقل از سایت سازمان آموزش و پرورش استان را اینجا بخوانید. ظاهرا در استان سمنان برگزاری همچین جلسه ای بار مالی زیادی داشته است ، لذا برای صرفه جویی و نیز تبیین شعار سال اصلاح الگوی مصرف این همایش در خارج استان و در مشهد برگزار گردیده است. قطعا اینگونه اقدامات نتایج درخشانی درپی خواهد داشت که من و امثال من نمی فهمیم و توضیح نتایج این فعالیتها نیاز به برگزاری یکسری همایش و سمینار و نشست و ... دارد، که اگر ترجیحا بسته به موقعیت فصل در نقاط دیگر کشور (مثل جزیره کیش - رامسر - ...) ویا در بعد کلان، خارج از کشور برگزار شود می تواند به اصل قضیه!!!
واگذاری چهار هزار مدرسه به حوزه های علمیه ؟؟؟!!!؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 18:35 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|