![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
مدارس به جای آموزش فقط اداره می شوند
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:31 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
نشان مرا بپرس من در هر ستاره، در جلوه ی هر مهتاب، دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 16:22 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
و اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس " گامی " به تو نزدیک تر شوم .... این زندگی من است
چه مصیبتی است که بر ما و قرن ما می گذرد ، (معلم شهید دکتر علی شریعتی) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:22 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی(روستای قلعه نو خرقان شاهرود) هركه در اين سرا درآيد ، نانش دهيد
آن دوست که دیدنش بیاراید چشم بی دیدنش از گریه نیاساید چشم ما را ز برای دیدنش باید چشم ور دوست نبیند به چه کار آید چشم؟ (متن پائین کتیبه فوق)
مومن را همه جايگاهها مسجد بود و روزها همه آدينه و ماهها همه رمضان. (مولانا شیخ ابوالحسن خرقانی) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 11:16 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
راهکارهای اساسی ! بنیادی !! و کارشناسی !!! برای حل مشکلات کشور؟ بالاخص مشکلات زیست محیطی مهندس كامران زلفي نژاد با اعلام برنامه هاي هفته محيط زيست به خبرنگاران گفت: جشنواره تقليد صداي حيوانات برگزار نخواهد شد (خبرگزاري دانشجويان ايران - گيلان ۲۰/۳/۸۷) نخستين جشنواره صداي جانوران در رشت برگزار شد !!!؟!!؟!! برگزار شد یا نشد یا نمی شود یا می شود یا .... وبعد از آن مشکلات حل می شود یا شد یا شده یا خواهد شد یا ... بابا ما اصلا مشکلی داریم؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 8:46 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
من ایرانیم، اما هرگز سوگند نخواهم خورد که من ایرانیم! و من مَردم، اما هرگز برهنه نخواهم شد که ثابت کنم که من یک مردم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:20 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
جزئيات افزايش حقوق فرهنگيان با کار کارشناسی؟!!؟؟ ميگويند که روزی ميرزا رضا صديقالدولهی نوری نزد مظفرالدينشاه رفت و پس از آن که شاه احوال او را پرسيد، دستور داد تا مبلغ هزارتومان به او کمک کنند، ضمن دلجويی از صديقالدوله گفت: حالا اين پول را بگير، انشاء الله کار و بار ما که بهتر شد باز هم به تو کمک خواهيم کرد. قصه افزايش حقوق كارمندان و بخصوص فرهنگيان ، به حكايت فوق تنه ميزند!!! زيرا حالا كه نفت به 140دلار نزديك شده ، ميزان افزايش حقوقها (كه بسيار مبهم است و ظاهرا تا ماههاي نزديك انتخابات رياستجمهوري! رفع ابهام نخواهد شد) خجالتآور است. نمونهاش را كه امروز در سايت تابناك در باره افزایش حقوق فرهنگیان (باز هم افزایش حقوق فرهنگیان!! ما که مردیم از اینهمه افزایش و حقوق و وعده و وعید و...) خواندم از اين قرار است : "ميزان كمكهزينه عائلهمندي و اولاد به ازاي هر فرزند (حداكثر تا سه فرزند) با توجه به افزايشهاي موضوع اين دستورالعمل به ترتيب 137 هزار و200 و 27 هزار و 440 ريال تعيين ميشود." |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 18:27 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
امروز ساعت 3بعدازظهر از شبكه 3 فيلمي از گذشتهها ميديدم كه مربوط به سخنراني امام در سالهاي دهه 60 بود که در آن جمله ای از امام شنیدم و من را به این فكر انداخت كه صدا و سيما چه بايد ميكرد! و چه دارد ميكند.؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 19:20 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مشاور رئیس جمهور در اظهارنظری گرانی را چیز بدی ندانست. آخیشششششش خیالمان راحت شد.! خدا به این آقای کلهر سلامت و طول عمر عطا فرماید که ما را از استرس و نگرانی نجات دادند. تا حالا فکر می کردیم گرانی بد هست ولی حالا فهمیدیم نه تنها بد نیست بلکه نعمت هم هست. بخصوص گرانی مسکن! چون نشاندهنده فروپاشی آمریکای جهانخوار است!!! (و حتما نشاندهنده ثبات و پایداری ما؟!!!؟) راستی تخصص این آقای کلهر که مشاور رئیس جمهور می باشد چیست؟ مطمئنا دامپزشک نیست؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:4 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
جزئيات افزايش حقوق (عادلانه!!!) كارمندان و بازنشستگان از ابتداي سال 1387، مبلغ مقطوع فوقالعاده تعديل درباره مشمولان طرح طبقهبندي معلمان آموزش و پرورش، مربيان آموزش فني و حرفهاي و مشمولان طرح طبقهبندي رسته بهداشتي و درماني به ميزان 25 درصد و درباره ساير شاغلان دستگاههاي اجرايي به ميزان 50 درصد افزايش مييابد. چرا معلمان ۲۵درصد و سایر شاغلان دستگاههای اجرایی ۵۰درصد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:36 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
وعده و وعید موثق (اما تلفنی!!!) یا بگیر و بنشان؟ سابق که بچه بودیم مواقعی که شیطنت زیاد میکردیم و مادرمان از دستمان خسته می شد به ما می گفت : برو پیش فلانی (یکی دیگر از فامیلها یا بستگان) و از قول من بگو که "آن بگیر و بنشان را بده" . و ما هم با ذوق و شوق می رفتیم و پیغام را می رساندیم. البته هیچگاه هم نمی فهمیدیم که چرا با رساندن این پیغام یه جوری سرمان گرم می شد و به محل اول برنمی گشتیم!!! حالا می بینیم که این "بگیر و بنشان" کاربرد رسمی و اداری هم پیدا کرده است که یک نمونه اش را در سیستم آموزش و پرورش می بینیم: وزیر بسیار محترم آموزش و پرورش چند وقت پیش خبری را در مصاحبه تلویزیونی بیان نمودند که مبنای بسیاری از خوشحالی های کاذب!!! و بحث های بی نتیجه بود تا اینکه دیروز مطلبی را در روزنامه کیهان خواندم که نشان از حکایت بگیر و بنشان کودکی مان داشت. "وزير آموزش و پرورش در پاسخ به اين پرسش كه سهام عدالت بين چه تعداد فرهنگي توزيع شده است، اظهار داشت: اطلاعاتم به هفته پيش بازمي گردد كه اعلام شد، توزيع سهام عدالت بين فرهنگيان چهار استان هنوز ناقص است. ***راستیدر وزارت عریض و طویل آموزش و پرورش و خیلی چیزهای دیگر! یک تقویم پیدا نمی شود که مسئولین محترم هنگام برنامه ریزی ها به آن نیم نگاهی بیاندازند و به مناسبتها توجه کنند تا مثل امتحانات ۱۶خرداد لغو نشود. واقعا هرکسی که ازنعمت عقل و منطق برخوردار بود می دانست که در این روز امتحان گذاشتن درست نیست و به مشکل برمی خورد ولی افسوس که مثل بسیاری موارد دیگر ... (سالها قبل از مسئولین شنیده بودم هر برگ بخشنامه که از وزارت خانه صادر می شود تا به مدارس کشور برسد ۲۰میلیون تومان هزینه دارد - به نرخ ۵ سال قبل- ممکن است یکی حساب کند این بی توجهی ها که با بخشنامه های مختلف می خواهند رفع و رجوعش کنند چقدر هزینه بر بیت المال تحمیل می کند؟ جدای از نامه های بی محتوا و پیامها و ... که در هر سال دهها موردش را شاهدیم.) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:16 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
ارج و قرب ریش!!! برای کسانی که می خواهند با حال و هوای ایران اواخر قاجار و پهلوی اول تا روزهای داغ شهریور 20 و تا کودتای 28 مرداد و ...آشنا شوند، کتاب خاطرات دکتر سیاسی، یکی از بهترین منابع است، در بخشی از این کتاب؛ دکتر سیاسی به جریان جالب بازگشت خود و همراهان ایرانی اش از فرانسه به ایران را تحت عنوان "ارج و قرب ریش" روایت می کند-وقوع جنگ جهانی اول(1914) باعث شد که این محصلان ایرانی تصمیم بگیرند که به کشورشان برگردند- حالا این ماجرای خواندنی را از قلم دکتر سیاسی بخوانید: در بازگشت به ایران، یکی از همراهان به نام علیاکبرخان بهمن در بادکوبه از ما جدا شد و در آنجا ماند. در پاسخ به پرسش های پیدرپی ما درباره نیمهراه گذاشتن دوستان می گفت:"در اینجا کارهایی دارم که باید انجام بدهم." ********************************** ***اینم یک آگهی تبلیغاتی و صد البته فرهنگی: گاهنامه طنز دانشجویی توقیف (دارای رتبه اول جشنواره نشریات کشور در رشته طنز) در کتابسرای مهرگان موجود است!؟!!؟!؟؟؟ (یعنی بیایید بخرید. به قیمت یک پفک خانواده!!) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 19:25 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
در سال تحصیلی که گذشت ، یک موضوع بیش از همه مسائل و مشکلات موجود معلمان ، در مدارس ، برای من ناراحت کننده و زجرآور بود ؛ و آن بی خیالی معلمان نسبت به مسائل اجتماع وسرگرم شدن به خواندن« اس ام اس های بی خودی » و شاید خلاف شأن معلمی بود ؛ به صورتی که یک روز ، یکی از معلمان درس ... را دیدم که دو تا موبایل به دست گرفته و دارد در دفتر با دقت از یک موبایل به دیگری «بلوتوث واس ام اس» ارسال می کند ؛ حساس شدم وپرسیدم موضوع خاصی است ؟ گفت معاون مدرسه این گوشی را از یکی از دانش آموزان گرفته است ، فیلم های جالبی دارد ، آنها را نگاه می کنم ، گفتم چرا برای راحتی کار از ماهواره استفاده نمی کنید ودر منزل راحت تر به بررسی این موضوع نمی پردازی...؟! |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 18:6 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مقاله ذيل را كه در سايت شيعهآنلاين خواندم ، عليرغم اينكه در بعضي موارد با آن هم عقيده نميباشم ، به دلم نشست و مناسب ديدم در اين پست قرار دهم. تا نظر دوستان محترمم چه باشد؟ یادش بخیر! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 18:2 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
تصویر ذیل که از سایت آموزش و پرورش استان سمنان می باشد ریاست سازمان از یک لیست طویل برای همکاری در بزرگداشت هفته معلم!!! (همان هفته بی آبرو کردن معلمان) تقدیر و تشکر نموده اند.
نفس تشکر و قدردانی بسیار نیک و پسندیده است ولی اگر مشخص باشد این تقدیر و تشکر بابت چه گامی است که برداشته شده بسیار بهتر خواهد بود تا ما هم آگاهانه بنوبه خود در این امر سهیم باشیم و بدانیم که مثلا از بانکها و نیروی انتظامی و ارگانها و ... داریم بابت چه چیز تشکر میکنیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:26 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
(گظارش اجتمائي!)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:9 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|