تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

يك شاهكار كه نمايانگر نوع برنامه ريزي و مسئوليت پذيري و كارائي بعضي مسئولين محترم است!!!!

طرحهاي ضربتي!!!!

طرح مسكن استيجاري فوق بطور ضربتي‌ي‌‌ي‌ي‌ي!!! در سال ۱۳۷۷ توسط سازمان مسكن و شهر سازي در شهرك گلستان دامغان آغاز شده و حدودا ۱۰سال است ادامه دارد و باز هم ادامه خواهد داشت .

به نظر شما با اينگونه عملكرد مسئولين محترم مي توان اميدوار بود اوضاع سامان پذيرد؟؟؟

اميدارم ساير طرحهاي ضربتي!!! در حوزه‌هاي بهداشت وسلامت و مبارزه با تورم و رفاه مردم و توليد علم و .... اينگونه نباشد!!! 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:48  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

شعر ذیل از اشعار آقای محمدکاظم کاظمی است که دوست عارف و باذوقم٫ ساقی برایم فرستاده ند که حیفم آمد اینجا نگذارم. (دنبال توضیح برایش نباشید!!! جوری هست که هر کسی ! هر توضیح و تفسیری !!! دوست دارد می تواند بر این شعر بگذارد.)

مريز آبروي سرازير ما  را
به ما بازده  نان و انجير ما  را ...

خدايا اگر دستبند تجمل
نمي بست دست كمانگير ما  را

كسي تا قيامت نمي كرد پيدا
از آن گوشه كهكشان ،تير ما  را

ولي خسته بوديم و ياران همدل
به ناني گرفتند شمشير ما  را

ولي خسته بوديم و مي برد توفان
تمام شكوه اساطير ما  را ....

طلا كه مس كرد ، ديگر ندانم
چه خاصيتي بود اكسير ما  را

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:20  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

گفتاری از کتاب فاطمه فاطمه است (زن) دکتر شریعتی

"آنچه در همه پدر و مادرها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند !
توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است .
درست مثل این است که طبیبی - یا به هر حال آدمی - دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که « جوش نزن » و « زخم نشو » ؛ و بعد هم بگوید که به طور مثال «زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ؛ جوش صورت فلان قدر بد است» !
این - اگر چه درست است – اصولا" چه تاثیری دارد ؟ چه می خواهد بشود و بعد چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟
به جای این صحبتها باید فهمید چه عواملی باعث شده که این جوشها در زندگی روحی این بچه و این نسل بوجود آمده ؛ آن ریشه ها را باید یافت.
تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.
آیا در عوام ما پوشش اسلامی به عنوان یک طرز تفکر خاص است؟
نه ، طرز تفکر خاص نیست ، بلکه به عنوان تیپ خاص است ، که در آن مومن دارد ، فاسق دارد ، بداندیش دارد ، خوش اندیش دارد ، خلاصه همه جور آدمی دارد !
البته حجاب غیر از چادر است ؛ چادر فرم است.
اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟
معمولا انگیزه این است که « مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است ».این ، یک لباس سنتی است ؛ نشانه طبقه عقب مانده در حال مرگ است. جلویش را هم نمی توان گرفت ؛ بخواهی ده سال دیگر هم ادامه اش بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود  ؛ رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت تَرک آن سمبل های سنتی اُمّلی.
بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !"


« دکترعلی شریعتی »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:13  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

پاسداشت زبان فارسی توسط شهرداری محترم دامغان ؟؟؟ (در این مجموعه از نویسنده اطلاعیه تا پاراف کننده و نیز امضاء کننده نهایی ....!!!! بیشتر و واضح تر  بنویسم به بعضی ها بر میخورد!!!!)

==================================================

***   اگر برنامه های آموزش وپرورش را مرور کنید می بینید که اغلب ابن برنامه با حضور مسئولین مرد در مدارس دخترانه برگزار می گردد. ادامه مطلب

*** یه چیزمان شده به جان خودم! ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 20:18  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

در این طنز عدالت و حقيقت نيست!!!


موضوع سريال مردهزارچهره يكي از مطالبي است كه اين روزها در تعداد زيادي از وبلاگها در باره‌اش مطلب نوشته شده است.
سريالي كه مهران مديري در آن با استفاده هميشگي (و بنوعي تكراري) از ميميك چهره‌اش طنز را با سوژه‌اي جديد و تماشاگرپسند به نمايش گذاشته است.
بحث تخصصي در اين باره نه در توان من است نه در حوصله اين نوشتار . آنچه كه من را نيز به نوشتن وسوسه كرده است نه مثل خيلي‌ها ذوق‌زدگي از اين كه مهران مديري طنز انتقادي اجرا كرده و خط قرمزها را زير پا گذاشته است و نه اين كه مثل دسته‌اي ديگر معتقد باشم مهران‌مديري سوپاپ اطمينان شده !
حرف من چيز ديگري است و آن بي‌عدالتي و ظلمي است كه در حق اقشاري از جامعه شده و براحتي به آنان توهين شده و حيثيت آنان به سخره گرفته شده است.
در اين سريال  كارمندان اداري را افرادي از زيركار دررو نمايش دادند، جامعه پزشكي را افرادي متكبر، پول‌دوست، دورو و ... نمايانده‌اند ، قشر شاعر و نويسنده و روشنفكر را به بدترين شكل ممكن (بنگي- اهل دود و دم – خيالاتي - نفهم وبي‌سواد- در توهم مبارزه – بي‌اعتقاد....) نشان دادند و بي‌آبرو كردند ، تا اينجاي كار شايد گفته شود در جامعه كارمند از زيركاردررو  وجود دارد – پزشك پول‌دوست كم نيست – مثلا شاعر اينجوري ديده مي‌شود ، بله! من هم موافقم ولي چرا هنگامي كه آن هزارچهره نقش يك مامور نيروي انتظامي قلابي را اجرا مي‌كند  ساير ماموران مثل او نيستند و دم از قانون و .... ميزنند و درواقع  آنها را متفاوت از اين چهره نشان مي‌دهند؟ واقعا در بين پرسنل نيروي‌انتظامي افرادي كه به قانون عمل نمي‌كنند وجود ندارد و همه خوبند؟ چگونه همه كارمندان و پزشكان و شعرا و روشنفكران "بدمن" و لااوبالي و آنگونه‌اند ولي پرسنل نيروي‌انتظامي همه "گودمن" و افرادي مثبت؟
اگر بناست واقعيتها با زبان طنز نمايش داده شود عدالت حكم مي‌كند كه با همه لايه‌هاي اجتماعي يكسان برخورد شود كه در غير اين صورت اين طور به ذهن مي‌آيد كه هركه قدرت بيشتري دارد حاشيه امنيت بيشتري دارد و كسي را ياراي خرده‌گيري به آنان نمي‌باشد  حتي به شوخي و طنز!!!
تا كنون فكر مي‌كرديم طنز در خدمت بيان دردهاي جامعه و مشكلاتي است كه به صورت جدي نمي‌توان آن را بيان كرد و همچنين تلنگر زدن بر خواب‌رفتگان است تا بخود‌آيند و مسئوليتي كه بر عهده دارند را از ياد نبرند ، ولي اين سريال نشان داد كه طنز علاوه بر كسب‌درآمد آنچناني براي دست‌اندركارانش ، مي‌تواند براي كوبيدن كساني كه قدرت و ابزار دفاع از خود ندارند و صدالبته همزمان "پاچه‌خواري" زورمندان نيز بكار آيد!!! تا نظر شما چه باشد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:41  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

تعطیلات برای شادی یا شادی برای تعطیلات؟؟!؟؟!

نمي‌دانم آيا در ساير كشورها هم تعطيلات اينگونه هست؟
مردم آن كشورها هم از چند روز قبل از تعطيلات به استقبال آن رفته و تا چند روز بعد هم سرگرم بدرقه آن هستند؟!!!
بر سر زبانها افتاده كه مدارس تعطيلاتشان زياد است، (وزارت فخيمه آموزش و پرورش و...! اعلام كرده كه مدارس ۱۴ -۱۵ فروردين باز مي‌باشند!!! حالا کلاس ها با غیبت گروه زیادی از دانش آموزان، بی رونق اداره خواهند شد  بشود!) منصفانه كدام اداره را مي شناسيد كه نيمه اول فروردين كار مي‌كنند؟ و تعطيلات سالانه‌شان كمتر از آموزش و پرورش باشد؟ ( اگر ملاك كار كردن باشد نه صرفا حضور فيزيكي و بي‌خاصيت و حتي مضر!! كه هزينه‌هاي آب و برق و گاز و تلفن و اضافه‌كاري!!! بر بيت‌المال تحميل مي‌كنند.) آنهايي هم كه سر كار مثلا حضور نصفه‌نيمه دارند براي مراجعين اقدامي جز پاس دادنشان به بعد از تعطيلات نمي‌كنند. و در اين بين ادارات دولتي و خصوصي٬ نظامي و انتظامي و حتي درماني روزنامه‌ها تفاوتي با هم ندارند. آيا با اين تمايل شگفت انگيز به تعطيلات باز بايد چشم انتظار توسعه،پيشرفت و رفاه بود؟
از بالا تا پائين همه از زيادي تعطيلات و درمذمت آن مي‌گويند ولي هيچ اقدام عملي براي اصلاح آن صورت نمي‌گيرد. تازه انهم تعطيلاتي كه كمتر در آن خوشي و شادي واقعي به چشم مي‌خورد و متاسفانه روزانه دهها كشته و صدها مجروح در جاده‌ها بجا مي‌گذارد و كسي هم ككش نمي‌گزد. (حرافي‌ها را بي‌خيال شويد، اقدام عملي كجاست؟)
حال اگر آن سوي دنيا بر اثر يك اتفاق يا عمل جنون آميز يك ديوانه عده‌اي كشته شوند ، چه‌ها كه نمي‌كنيم و ابراز همدرديها كه ....
بگذريم كه در اين باره بحث كردن همچون آب در هاون كوبيدن است زيرا از مني كه اينها را مي‌نويسم تا شمايي كه ميخوانيد همچنان منتظر اعلام يك تعطيلي هستيم تا باز هم سرگردان و بي‌برنامه آن را بسر بگذرانيم و بدون هيچ بهره‌ايي منتظر تعطيلي بعدي مي‌مانيم!
چرايش را مي‌‌توانيد بگوئيد؟

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 20:45  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

آرزوی سال جدید (البته شاید محال باشد!!!!)

شما فکر می کنید امکان این هست که روزی فرهنگ ما آنقدر بالا برود که احترام به قانون و حقوق دیگران را همچون عکس فوق رعایت کنیم؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 17:5  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف
سايت خبري تابناك
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
سفيرلينك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM