تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

حسين(ع) بيشتر از آب ، تشنه لبيك بود.
افسوس كه بجاي افكارش ، زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش رابي‌آبي ناميدند.
(دكتر علي شريعتي)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 10:58  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

تقوا


در حکایتی قدیمی آمده که :

هنگامی عیسی مسیح روی صلیب درگذشت  بی‌درنگ به دوزخ رفت تا گناهکاران را نجات دهد.

شیطان بسیار ناراحت شد و گفت : "دیگر در این دنیا کاری ندارم. از حالا به بعد همه‌ی تبه‌کارها  خلاف‌کارها  گناه‌کارها  بی‌ایمان ها  یک‌راست به بهشت می‌روند. "

عیسی به شیطان نگاهی کرد و گفت: " ناراحت نباش. تمام آنهایی که خودشان را بسیار باتقوا می‌دانند و تمام عمرشان کسانی را که به حرف‌های من عمل نمی کنند  محکوم می‌کنند  به اینجا می‌آیند. چند قرن صبر کن و می‌بینی که دوزخ پرتر از همیشه می شود. "

گر می  نخوری طعنه مزن مستان را              بنیاد مکن تو حیله و دستان را
خود غره بدان مشو که می  می نخوری        صد لقمه خوری که می غلام است آنرا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 12:29  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

و اما تو ای حسین! ای آموزگار بزرگ شهادت!

و اما تو ای حسین!
 با تو چه بگویم؟
 شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل.
 و تو ای چراغ راه! ای کشتی نجات!
 ای خونی که از آن نقطه صحرا جاودان می طژی و میجوشی و در بستر زمان جاری هستی و بر همه نسلها میگذری و از زمین حاصل خیز راستی را سیراب خون میکنی و بذر شایسته را در زیر خاک میشکافی و میشکوفانی و نهال تشنه ای را به برگ و بار و خرمی مینشانی.
آه. آری! ای آموزگار بزرگ شهادت!
برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن.
قطره ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز.
 و کفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما بدم.
ای که مرگ سرخ را برگزیدی تا عاشقانت را از مرگ سیاه برهانی.
 تا با هر قطره خونت ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری و کالبد مرده و فسرده عهدی را گرم کنی و بدان جوشش و خروش و زندگی و عشق و امید دهی.
ایمان ما، ملت ما، تاریخ فردای ما، کالبد مرده ی زمان ما، به تو و خون تو محتاج است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:44  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

چند روز پیش جمله ای حکیمانه از یکی از مسئولین محترم سازمان آموزش و پرورش شنیدم که حسابی  انگشت به دهان ماندم با داشتن این مغزهای متفکر ما چرا هنوز جهان سومی هستیم؟ آیا جز این است که دستهایی در کار هست که نمی گذارند این نوابغ در دنیا خودشان را نشان داده و موجب حل مشکلات جوامع انسانی شوند؟

ایشان در جلسه ای که برای ریشه یابی افت تحصیلی در پایه اول دبیرستان برگزار شده بود فرمودند:

"تمام مردودین شهریور ما از دانش آموزان تجدیدی شهریور می باشند"!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

با شنیدن این جمله یاد ۲ مطلب افتادم: نخست: پستی که قبلا با نام معماران آموزش و پرورش  گذاشته بودم و معرف دوستان هست  و دیگر یک اس ام اس با این مضمون:

فرد ساده لوحی که خیلی ادعای فضل داشت در سمینار بررسی علل افزایش طلاق و راههای کاهش آن با ژست فیلسوفانه فرمودند : "به نظر من که تحقیقات بسیار زیادی انجام داده ام ریشه همه طلاقها در ازدواج است لذا برای کاهش طلاق باید مانع ازدواج شد"!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 8:24  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

با خواندن خبر ذیل  از ایرانی بودن که هیچ  بلکه از انسان بودن خود هم شرمنده شدم.

با چه رویی می توانیم ادعا کنیم ما عاطفی ترین و بهترین مردم روی زمین هستیم؟

شرممان باد

جام جم:      در يک حادثه عجيب و پس از تصادف خونين ميان يک دستگاه خودروي حامل پول بانک و يک خودروي سواري ، برخي مسافران اتوبوس به جاي کمک به مصدومان پول ها را سرقت کردند.
...........
برادر جوان فوت شده پس از اين حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرين لحظات عمرش در تماس تلفني گفت: ميان صندلي و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده مي کند که
براي کمک پياده شده اند، اما به جاي کمک به او سراغ خودروي بانک مي روند.

.........

بازپرس جنايي افزود: با آغاز تحقيقات در اين زمينه ماموران در مرحله بعدي يک نفر از مسافران سارق را به همراه 38 ميليون تومان از چک هاي مسافرتي دستگير کردند.
متهم در تحقيقات گفت: وقتي صحنه تصادف را مشاهده کرديم ، ابتدا قصد کمک به مصدومان را داشتيم و ما بوضوح فريادهاي کمک خواهي راننده خودروي پرايد را مي شنيديم ، اما با مشاهده چک هاي مسافرتي درون خودرو، هر کدام از ما که از اتوبوس پياده شده بوديم ، سعي مي کرديم پول بيشتري برداريم.

(متن کامل خبر را اینجا بخوانید)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 10:51  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

۲ خبر از کشور دوست و برادر ترکمنستان که معرف حضور هموطنان سرماخورده و بدون گاز می باشد:

تركمنستان ماهانه 120 ليتر بنزين رايگان به صاحبان خودروها مي‌دهد!!!     

معاون رئيس كابينه وزراي تركمنستان در امور نفت و گاز گفت كه دولت اين كشور در نظر دارد ماهانه 120 ليتر بنزين رايگان در اختيار صاحبان خودروها قرار دهد. به گزارش ايرنا، تلويزيون تركمنستان ديروز به نقل از "تاج بردي تاقي اف" اعلام كرد كه صاحبان خودروهاي شخصي در صورت نياز بيشتر مي‌توانند بنزين را با قيمت مصوب خريداري كنند. تلويزيون تركمنستان همچنين به نقل از رئيس جمهوري تركمنستان گزارش داد كه تحويل بنزين رايگان به صاحبان خودروها با هدف حمايت از شهروندان صورت مي‌گيرد. ‌"‌قربان قلي بردي محمداف" تاكيد كرد كه اين اقدام بايستي به صورت مرحله‌اي و با ‌ در نظر داشتن منافع مردم اين كشور انجام شود.رئيس جمهوري تركمنستان افزود: در اين راستا كارتهاي هوشمند تهيه و در اختيار صاحبان خودروها قرار خواهد گرفت. ‌ ‌هم اكنون قيمت هر ليتر بنزين در تركمنستان 400 " منات" معادل دو سنت است كه در واقع ارزانترين نرخ بنزين در جهان است. ‌ ‌براساس اين گزارش، برق، گاز، آب و نمك براي جمعيت شش ميليون نفري تركمنستان رايگان است. 

متن خبر از روزنامه آفتاب یزد را اینجا بخوانید

و اما خبر دوم هم در این راستا از همان روزنامه:

 تركمنستان درخواست كرد: دو برابر شدن قيمت گاز صادراتي به ايران    
 
تركمنستان كه 13 روز پيش به بهانه تعميرات، صادرات گاز به ايران را متوقف كرده بود، اكنون خواهان افزايش دو برابري گاز صادراتي خود به 140 دلار براي هر هزار مترمكعب شد.!!!!! (
متن کامل خبر را اینجا بخوانید)

با این دو خبر کمی پی به معنای سیاست موفق خارجی!!! و به فکر آسایش مردم بودن  می بریم؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:35  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

مولانا را از ما گرفتند. ابوریحان و رودکی و... را دارند میگیرند. مراقب باشیم کوروش را نگیرند.!!!!

براستی برای بزرگداشت این بزرگ مرد تاریخ چه کرده ایم؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:19  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

بسم رب الشهدا

حسین یا حوسسین؟


راستش خيلي با خودم کلنجار رفتم تا ننويسم. ولي احساس کردم که بايد نوشت تا همه بدانند و فکر کنند و تصميم بگيرند. آنچه ميخوانيد فرقهايي است که بنده پس از مدتها تامل و مشورت بين "حسين " و " حوسين" پيدا کردم. حال آنها را ميشمارم تا خداي ناکرده "حوسين" را به جاي "حسين(ع)" مظلوم و معصوم ننگريم .چرا که آنوقت " اين ره که تو ميروي به ناکجا آباد است ".

- اول اينکه "حسين(ع)" يکي بيشتر نيست اما "حوسين" متعدد است يعني هر مدّاحي براي خودش يک جور "حوسين" دارد تا آنجا که گفته مي شود "حوسين" اين مدّاح از "حوسين" آن مدّاح بهتر است.
حسين " انسان سازي ميکند و آدم ميخواهد ولو يارانش خود را مصداق "وکلبهم باسط ذراعيه بالوصيد" ميدانند اما "حوسين" به يارانش ذکر " من کلب حوسينم" را القا نموده و بيش از اين هيچ!!!! يعني اينکه کلب ميخواهد و سگ پرورش ميدهد.

درد " حسين " حفظ دين و شرافت انساني است اما تمام مصائب "حوسين" خلاصه ميشود در عطش و سيراب کردن بستگانش.
-"
" حسين " را ميشود در همه قلبها جست ولي " حوسين " مختص گروههاي معدودي است که غير از خود را فاقد حب اهل بيت مي دانند و به طور ادواري دور هم جمع شده و با حرکاتي عجيب و نامأنوس وقت گذراني ميکنند.
حسين " هميشه " حسين " است اما " حوسين " گاهي اوقات " حيسين " مي شود و چه بسا " سين " باضافه يک سکسکه بعدش!!!!!!!!.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 19:7  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

توی کلاس موقعی که بچه ها سرشون به امتحان گرم بود چشمم به دیوار و دیوارنویسی هایی افتاد که حتما پشتش ماجراهایی وجود داشته است.(عکسهای فوق)

همه ما به نوعی از این خاطرات داریم و من هم به یاد مدرسه منوچهری و دبیرستان قدس افتادم و این شعر به ذهنم آمد:

گر چه دورم سالها از سالهاي مدرسه
                                                 باز گاهي مي‌تپد دل در هواي مدرسه
ياد باد از آن معلمها كه ديگر نيستند
                                               هست آهنگ صداشان در فضاي مدرسه
ياد باد آن لحظه‌هاي درس و مشق وامتحان
                                                   ياد باد آن روزهاي باصفاي مدرسه
آه آن باباي پير خنده‌رو يادش بخير
                                              مي‌نشست او پشت در، درسراي مدرسه
ياد باد از آن دوات وآن قلمهاي نيين
                                                  تركه هاي ناظم وفراش هاي مدرسه
آن ستونهاي بلند و سقفهاي ريخته
                                                  آن حياط پردرخت دلگشاي مدرسه
گوش من نشنيده هرگز در تمام زندگي
                                               خوش تر از آواي زنگ آشناي مدرسه
باز شيدا جان من خرم شد از ياد كلاس
                                              جان فداي لحظه‌هاي جان‌فزاي مدرسه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 20:27  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

يا ثارالله و بن ثاره

كلمه‌اي داريم بنام ثار. ثار كه در دعاها مي‌خوانيم، يا ثارا… و ابن ثاره، به خود امام حسين (ع) مي‌گوييم كه تو ثار خدا هستي، ثار چيست؟ اصلاً در جامعه‌شناسي عرب، اساساً در فرهنگ عرب، پيش از اسلام در قبايل، نظام، نطام قبايلي است. بزرگ‌ترين كار انقلابي اسلام، تبديل يك نظام قبايلي است به يك نظام اجتماعي، يعني از مجموعه‌ي قبايل كه خودش يك زيربناي اجتماعي خاصي است پيغمبر اسلام در ظرف چند سال كه چنين حادثه‌اي در تاريخ امكان ندارد- براي اين‌كه اين كاري است كه در طول چندين قرن آن هم با تغيير زيربناي اقتصادي و سياسي عميق بايد شكل بگيرد- و پيغمبر اسلام در يك نسل اين تبديل زيربنايي بزرگ انقلابي را انجام داده و آن تبديل يك نظام قبايلي، به يك نظام اجتماعي كامل، يك امت، يك جامعه، يك سوسيته ساختن است. در نظام قبايلي عرب رسمي بوده كه در تمام نظام‌هاي قبايلي دنيا وجود دارد و آن اينكه هر قبيله، يك شخص واحد است، يعني فرد وجود ندارد- در نظام قبايلي- بلكه قبيله وجود حقيقي دارد، هر فرد خودش هيچ نيست، در عين حال تمام قبيله است،.....
..........
از همان اول انسان مي‌گويد تو صاحب خوني، بايد از طرفت خونت را بگيري در كي؟ چه وقت؟ فرصت از آغاز تاريخ بشر تا انتهاي تاريخ، تمام، مجال خونخواهي انسان است، فرصت خونخواهي انسان است.
مي‌بينيم اولين ثار كه بين اين قبيله به وجود مي‌آيد و به گردن بنی‌هابيل است در برابر بني‌قابيل، براساس آن وراثت است، اين خون همين‌طورارث مي‌رسد نسل به نسل، چنان‌كه آن خونريزي نيز، اين وراثت كه در رابطه‌ي ثار و انتقام‌گيري ثار بنا شده، شروع شده و تداوم دارد، كي به انتها مي‌رسد؟ باز با ثار. براي اين‌كه آخرالزمان قيام جهاني، نجات بشري، تحقق عدالت، صلح و برابري، اين‌ها همه هست اما بزرگ‌ترين لقب آن نجات دهنده‌ي آخرين انسان از اين رابطه‌ي ثار و ثاركشي كه همه‌ي تاريخ بشر را شكل مي‌دهد اسمش منتقم است، منتقم، انتقام چه چيز را مي‌گيرد؟ همه مي‌گويند انتقام قاتلين سيدالشهدا نه!! ......

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب ذیل این صفحه کلیلک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 11:29  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

اي همه گل هاي از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟
مهر، هرگز اين چنين غمگين نيافت
باغ، هرگز اين چنين تنها نبود

تاج هاي نازتان بر سر شکست
باد وحشي چنگ زد در سينه تان
صبح مي خندد خودآرايي کنيد!
اشک هاي يخ زده، آيينه تان

رنگ عطر آويزتان بر باد رفت
عطر رنگ آميزتان نابود شد
زندگي در لاي رگ هاتان فسرد
آتش رخساره هاتان دود شد!

روزگاري، شام غمگين خزان
خوش تر از صبح بهارم مي نمود
اين زمان – حال شما، حال من است
اي همه گل هاي از سرما کبود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 17:18  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

 

عيادت مادر محمد احمدي (سربازی که در اثر انفجار ترقه تماشاگران فهیم!!! فوتبال چشمانش را از دست داد) از فرزندش در بيمارستان

تمام فوتبال به گريه جانسوز اين مادر مي ارزد؟ - تصوير

براستی تمام فوتبال به گريه جانسوز اين مادر مي ارزد؟

کجاست نتایج کارهای فرهنگی؟ اصلا فرهنگ به کنار  انسانیت ما چه شده؟ آیا باز هم کسی مسئول نیست؟ اگر این نتیجه شادیهایمان هست! پس وای بر زمانی که خشم و ناراحتی پیش بگیریم؟ وجدانا دیگر با چه روئی ادعا می کنیم که ما بهترین و فهیم ترین!!! تماشاگران دنیا را داریم؟ اوباش گری و تیفوسی و... القابی که به تماشاگران سایر کشورها می دهیم   برازنده کیست؟ تا کی اینقدر از خود راضی هستیم و هیچ کس  و هیچ چیز را قبول نداریم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 10:41  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

زندگي ما و زندگي بعضيها


عنوان فوق ، يك بخش از برنامه صبح جمعه با شما در دهه 60 بود كه طي اين برنامه‌ي طنز (كه حاصل كار زنده‌ياد منوچهر نوذري و همكارانشان بود) مقايسه هاي جالبي بين زندگي هاي طبقات برخوردار (مرفهين بي‌درد) و محروم (مستضعفين سابق!) جامعه انجام مي‌شد. كه يكي از جالبترين و پرطرفدارترين آيتمها بود (اين هم شايد به دليل .....)
غرض از يادآوري و ذكر مقدمه فوق اين بود كه به دو خبر اشاره كنم ، يكي از ايران خودمان و ديگري از كشور كانادا
آمدن برف و سرما در 2 كشور :!!!
زندگي ما :  آمدن سرما و برف در ايران  = قطع گاز ، صف نفت ، صف نان ؛ ..... ، کمک کن هموطن ! سرما سوزن هایش را در جان کودکانمان فرو می کند!

زندگي بعضيها : آمدن برف و سرما در كانادا = اگر در نخستین روز سال میلادی، حداقل 12.7 سانتیمتر برف ببارد ، هزاران کانادایی از مسافرت رایگان بهره مند می شوند! (اصل خبر اینجاست)
****
تکلمه :   پشت پرده قطع گسترده گاز در کشور

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 17:22  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
یک پیش بینی و توصیه:

بزودی پودر شوینده کمیاب و سپس گران می شود!!! (هر کار می خواهید کنید خود دانید!!!)

* دلیل این پیش بینی: رئيس هيات مديره انجمن صنايع شوينده، در مصاحبه با خبرگزاری فارس فرموده اند : " هيچ كمبودي در توليد پودرشوينده وجود ندارد "

تجربه نشان داده که این یعنی بزودی پودر شوینده کمیاب و سپس گران تر! می شود. باور ندارید صبر کنید و ببینید. (مثل گاز که می گفتند کمبود و مشکلی نداریم و خیلی چیزهای دیگر)

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 18:28  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
چون به سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد،
فرض كن!:
- آفاق عالم ، جمله جمع شدند ، گرد كعبه!حلقه كرده و سجود كرده!
چون كعبه را ، از ميان حلقه برگيري، نه سجود هر يكي ، سوي همدگر باشد ،
 دل خود را ، سجود كرده!؟
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 18:13  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

"صدایي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است"


حكايت گاز و سرما هم در كشور ما همچون خيلي مسائل ديگر، حكايت غريبي است.
با سرد شدن هوا قطعي گاز هم شروع مي‌شود و هر از چند گاهي خبر ش را مي‌شنو يم يا در چنبره آن و سوز سرما گرفتار مي‌آئيم.
آخر يكي به اين مثلا مسئولين محترم!!! نمي‌تواند حالي كند كه : بزرگ‌مردان و عقلاي محترم!!! در سرما  گاز نياز مردم هست وگرنه در گرما  گاز به چه كارمان مي‌آيد؟
اگر شما برنامه ريزي نداريد يا بلد نيستيد خب كشور دوست و برادر روسيه كه هست، اين كشور هيچگاه از كمك به ما دريغ نداشته، ازش بپرسيد شما با آن سرماي وحشتناك و مثال‌زدني و كشور پهناورتان چه مي‌كنيد كه گاز مورد نياز مردمتان دچار اين مصيبتها نمي‌شود؟
واقعا اگر بنا باشد با يك سرما گاز قطع شود ، پس كشورهاي اسكانديناوي و كانادا و روسيه در طول 12ماه سال بايد 8 ماه قطعي گاز داشته باشند.
البته مسئولين آن كشورها بر اساس لياقت و كارداني انتخاب مي‌شوند و نه بر اساس رابطه و زد و بند سياسي و نان قرض دادن، كه با آن شرايط مي‌توانند بدون دروغگويي وقيحانه، همچون معاون وزير نفت و مديرعامل شركت ملي گاز ايران كه مي‌گويد: ... در‌حال حاضر تنها يك منطقه در اين استان (مازندران) مشكل دارد كه قائم‌شهر است و اين مسئله نيز با تلاشي كه از سوي كاركنان شركت گاز در حال انجام است تا امروز برطرف مي‌شود." (در مصاحبه با همشهري 10/10/86 یعنی در دامغان و شاهرود و كاشمر و ساري و ... كه گاز قطع است مردم دچار توهم شده اند و فکر می کنند گاز ندارند!!!(چیزی شبیه به گرانی؟!) به انجام وظايفشان با درايت و به نحو احسن بپردازند تا مردمشان مجبور نشوند باداشتن منابع عظيم خدادادي هر روز به يك شكل دچار عذاب و مشكل شوند.
آقاي مديرعامل شركت ملي گاز يا جايش گرم است، كه هست، اينگونه داد سخن مي‌راند و يا طبق معمول خبر ندارند چه خبر هست.
***راستي تا كي بي‌لياقتي و عدم كارايي را با توجيهات اينچنيني به خوردمان مي‌دهند؟
** اتومبيل مي‌سازند ، مصرفش 5/2 برابر استاندارد جهاني است، ما تاوانش را پس مي‌دهيم.
* لوازم برقي پرمصرف و بي‌كيفيت مي‌سازند ما تاوانش را پس مي‌دهيم.
** دعواي سياسي دارند، ما تاوانش را پس مي‌دهيم.
*** آيا اين است معني خدمت به ولي‌نعمتان؟؟؟؟؟!!!!!

مدارس هم تعطیل شد (فیتیله باز هم تعطیله)

خبر قطع گاز

گربه رقصانی کشور دوست و برادر!!! ترکمنستان علت قطع گاز اعلام شد.!؟!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 10:39  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

احتیاج = ابتکار!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 19:56  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

نیاز‌، مادرِ اختراعات!!!!!

حوصله داشتید دو تا لینک زیر را هم بخوانید :

روز سیدها از فضیلت تا خرافات!!!

سادات روستای ما!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 17:8  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

شما مي‌دانيد چرا...

چرا بعضی شهروندان عزیز و فهیم!!! و همیشه در صحنه و... (علي‌الخصوص صاحبان تاكسي و ايضا‌ً اتومبیل‌های پیکان و پراید) اصرار دارند در شب - و بدتر از همه شب‌های بارانی- با چراغ‌های خاموش رانندگی کنند؟

الف) ثابت می‌کنند اِندِدرایور هستند.
ب) در راستای بهینه سازی مصرف سوخت، در مصرف برق صرفه‌جویی و دولت كريمه را ياري می‌کنند.
ج) با جلوگیری از استهلاک چراغ‌های جلو و عقب و باتری اتومبیل، از صنایع ملی و تولیدات داخلی حمایت می‌کنند.
د) هیچکدام. به اعصابتان مسلط باشید، اين يك مرض است مثل بسیاری از امراض دیگر که در جامعه ما ایرانیان ریشه تاریخی دارد كه علت آن كشف نشده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 8:42  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

                    ستایش کردم ، گفتند خرافات است

                                    عاشق شدم ، گفتند دروغ است

                                                    گریستم ، گفتند بهانه است

                                                               خندیدم ، گفتند دیوانه است

                                                            دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

« دکتر علی شریعتی »

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 17:24  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف
سايت خبري تابناك
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
سفيرلينك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM