![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
صرفا جهت آگاهي!! (برداشت با شما!؟!!) بن های 170 هزار تومانی کمیته امداد برای انتخابات مجلس هشتم! نماینده ایلام گفت: کمیته امداد امام خمینی در غرب کشور به نفع بعضی از کاندیدهای خاص بن کالا توزیع میکند. نماینده ایلام گفت: کمیته امداد امام خمینی در غرب کشور به نفع بعضی از کاندیدهای خاص بن کالا توزیع میکند. بستنیهای مشکوک در مسجد جمکران در دو روز گذشته، توزیع بستنیهای خاص توسط افراد مشکوک، مشکلات عجیبی برای برخی زائران مسجد جمکران پدید آورده است. تعدادی از افرادی که بر اثر این حادثه بیمار شدهاند، هماکنون در بیمارستان ولیعصر(عج) قم بستری هستند. فرمانده ناجا: پيگيري انتشار فحشا با SMS پليس در ابتداي امر SMSها را پيگيري نميكند، اما اگر به چيزي برخورد كند، حتما آن را بررسي خواهد كرد، از اين رو SMSهايي كه به شكل گروهي، يك نفر به انبوهي از افراد ارسال كند، به طور حتم موضوع با هدفگيري اجتماعي بوده و پليس جهت بررسي موضوع وارد عمل ميشود. ملی پوشی با قرارداد 20 هزار تومانی ! هیئت فوتبال استانهای کشور طی ماههای اخیر مبالغ قابل توجهی در دفاتر ثبت قراردادهای بازیکنان باشگاههای فوتبال یادداشت کردند که نشان می دهد اگرچه امیدی به حرفه ای شدن اصل فوتبال کشورمان نیست اما قراردادها و پولهای رد و بدل شده بقدری حرفه ای است که گاهی عقل از سر هر ببیننده عاقل می رباید! (ظاهرا فقط كارمندان مظلوم هستند كه قبل از دريافت حقوق مالياتش را ميپردازند) و خشونت!!! در برخورد با بد حجابي!! (از نوع مانکنی!!)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 19:3 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
برادر ... آن گوشهي دل ... اگر آنها ديده بودند ، نسيم چرا سبكبال است و گل چرا به انتظار پرنده ميماند و بلبل چگونه محبت را تنها وظيفه ميداند ... از اين خانهي مهربان نميرفتند. اگر آنها ديده بودند ، موي سپيد چگونه ميرويد بر فرقشان و ساليان چگونه تند از پيش چشمشان ميگذرد ، ... هرگز ياران چنين پُر آه نميكردند ، اگر آنها مشتي از اين خاك ، اگر آنها حتي گوشهاي از دل ما را به يادگاري هم نبرده باشند ، مهم نيست ... چرا كه تو تمام مني ، پاره پاره تنم ، اي هميشه ماندگار ... ايران |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 20:38 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
داستان نوجوانان و جوانان دهه شصت (نسل دوران کوپن و موشک-آژیر و پنیر دانمارکی و صف نفت و ...) شنیدنی است زیرا نشانه آن بخش پنهان جامعه است که شاید به نوعی در عین بی گناهی ، مقصر اصلی وضعیت نابسامان کنونی مي باشند. نسلی که کودکیش مصادف با وقایع زمان انقلاب بود و از انقلاب تعطیلي مدارس و فرصتهاي بازی کردنها بهترین خاطراتش است. هنوز داشت شیرینی آن خوشیها را مزه مزه می کرد که آژیرهای جنگ، او را که به نوجوانی رسیده بود را به دنیای واقعیت آورد، واقعیتی دهشتناک. (جنگ هیچگاه زشتیش را از دست نمی دهد) دلم از جنگ بيزار است كه جنگ، اهريمنخو و آدميخوار است. از جوانی هم چهره زشت جنگ ماند، جنگی که هر گاه یک یا چند تن از دوستان و همکلاسیانش را از او میگرفت. هنوز با نبودن علی عادت نکرده بود که باید میرفت تشییع مجتبی و با این مصیبت خو نگرفته که ... به هرحال اینهم نوعی جوانی کردن بود منتها بسيار سخت و دردناك. دانشگاه رفتن در آن ایام هم که خودش حکایتهای مفصلی داشت، روزی فلانی را از گزینش رد می کردند که چرا در تنها پاساژ شهر تردد داشته و یا گناه نابخشودنی ِ پوشیدن شلوار لی را مرتکب گشته و یا.... بهانه هایی از این دست، که اغلب موارد هم بهانه گیرندگان نه از روی قاعده و قانون بلکه به دلیل عقده های شخصی و دیدگاههای بسته و قدرت نمایی مرتکب این ظلمها می شدند که سرنوشت فرد که هیچ، مسیر زندگی خانواده ای را تغییر میدادند و حالا بخش زیادی از گرد و خاکهای آن حضرات به چشم جامعه میرود كه قاعده بر اين است: "بدنبال هر افراطي ، تفريطي از راه مي رسد." از دانشگاه كه آمد ، كاري دست و پا كرد، كه اين شغل بستگي به آن داشت كه آيا پارتي با نفوذي داشته يا نه!! به نوع تحصيلات و مدرك خيلي ربط نداشت، و بسيارند جوانان آن دوران كه با مدارك نامرتبط پستهاي نان و آب داري را سوارند. (به اطرافتان نگاه كنيد زياد از اين اشخاص مي بينيد) و اين نسل سوخته، حالا در تضاد با نسلي قرار دارد كه درك كمترين آنچه بر گذشتگانشان رفته برايشان ناممكن است و متقابلا درك اين نسل هم براي آن نسل دشوار. نسل سوخته طبق قاعده اي زندگي كرد كه جبر زمان بر او تحميل مي كرد و مسيري را رفت كه در انتخاب آن نمي توانست نقشي داشته باشد و با اين شكل بار آمد و اكنون مشكل اينجاست كه او نمي تواند ببيند >>نسل كنوني تابع قاعده و قانوني كه او بر آن بود، نيست و آن مي كند كه مي خواهد، هر چند به ضررش باشد، برايش مهم اين است كه ميلش را حاكم كند، براي خوب وبد معياري ندارد، يا اگر دارد اين معيار آن هست كه در ذهن دارد و نظر ديگران برايش مهم نيست. راستي مگر نظر او براي ديگران مهم بوده؟؟؟.<< و واي بر جامعهاي كه در آن؛ ديگران براي فرد مهم نباشند و شنيدن نظر ديگران را اگر مطابق با آنچه "من" ميگويم نباشد را بر نميتابم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 18:38 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
طی پنج سال گذشته، استان گلستان هر سال شاهد وقوع سیلهایی است که ضمن بر جای گذاشتن خسارات بسیار، جان تعداد زیادی از هموطنانمان را نیز گرفتهاند. به تازگی عدهای از اهالی استان گلستان در برابر وزارت کشور دست به تجمع زده و نسبت به بیتوجهی مسئولین در این زمینه اعتراض کردند. در گذشته درختانی که در مناطق شیبدار وجود داشتند سبب جذب آب باران میشدند و هر بارشی به سیل تبدیل نمیشد اما در حال حاضر منطقه از این درختان عاری شده است و سیلاب خسارات بسیاری را ایجاد میکند».
متأسفانه در سال جاري بيش از هزار هكتار در شهرستان مریوان و قریب به پانصد هکتار در شهرستان سروآباد دچار حريق شده و از بين رفته است و در صورت عدم چاره انديشي و راهكارهاي عملي جنگلهاي اين منطقه با بحران جدي مواجه خواهد شد.
آقای رییس جمهور ، بیا و ببین سد سیوند چه کرده با بختگان ! این تصاویر را ببین و بعد بگو از اینکه میبینید و می شنوید که دو هزار جوجه فلامینگو در بستر و خشک و تفیده پارک ملی بختگان و در میان انبوهی از نمک گرفتار شده و جان باخته اند ، چه حسی دارید ؟ آیا می پندارید اینها موجوداتی موذی هستند که تاسف خوردن به حال آنها بی فایده است ؟
متن کامل به همراه تصاويرتكاندهنده از مرگ 2 هزار جوجه فلامينگو در دریاچه بختگان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 10:15 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
آزادي در دست ساخت؟!؟!!!؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 17:44 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
روزهای جشن و پخش نذورات هست. نذرتان قبول ولی کمی هم به فکر محیط زیست باشید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:38 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مشكلات فرهنگي كه حل شد! حالا ميخوان مشكلات اقتصاديتونم حل كنند.!!! مشكل ديگهاي نيست؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 20:8 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
راهب و روسپی راهبی در نزديکی معبد زندگی می کرد. در خانه رو به رويش، يک روسپی اقامت داشت. راهب که می ديد مردان زيادی به آن خانه رفت و آمد دارند، تصميم گرفت با او صحبت کند. زن را سرزنش کرد: "تو بسيار گناهکاری. روز و شب به خدا بیاحترامی می کنی. چرا دست از اين کار نمیكشي؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی؟" زن به شدّت از گفته های راهب شرمنده شد و از صميم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشايش خواست. همچنين از خدای قادر متعال خواست که راه تازه اي برای امرار معاش به او نشان دهد. امّا راه ديگری برای امرار معاش پيدا نکرد. بعد از يک هفته گرسنگی دوباره به روسپيگری پرداخت. امّا هر بار که بدن خود را به بيگانه اي تسليم می کرد، از درگاه خدا آمرزش می خواست. راهب که از بی اعتنايی زن نسبت به اندرز او خشمگين شده بود، فکر کرد: "از حالا تا روز مرگ اين گناهکار می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند." و از آن روز کار ديگری نکرد جز اينکه زندگی آن روسپی را زير نظر بگيرد. هر مردی که وارد خانه او میشد، راهب هم ريگی بر ريگ های ديگر می گذاشت. مدّتی گذشت. راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت: "اين کوه سنگ را می بينی؟ هر کدام از اين سنگها نماينده يکی از گناهان کبيرهايست که انجام دادهاي، آن هم بعد از هشدار من. دوباره می گويم: مراقب اعمالت باش!" زن به لرزه افتاد. فهميد گناهانش چقدر انباشته شده است. به خانه برگشت، اشک پشيمانی ريخت و دعا کرد: "پروردگارا ! کی رحمت تو مرا از اين زندگی مشقّت بار آزاد می کند؟" خداوند دعايش را پذيرفت. همان روز، فرشته مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت. فرشته مرگ به دستور خدا، از خيابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد. روح روسپی بی درنگ به بهشت رفت، امّا شياطين، روح راهب را به دوزخ بردند. در راه راهب ديد که چه بر روسپی گذشته است و شکوه کرد: "خدايا ! اين عدالت است ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذراندهام، به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده، به بهشت می رود !" يکی از فرشته ها پاسخ داد: "تصميمات خداوند همواره عادلانه است. تو فکر می کردی که عشق خدا يعنی فضولی در رفتار ديگران. هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی، اين زن روز و شب دعا می کرد .روح او، پس از گريستن، چنان سبک می شد که می توانستيم او را تا بهشت بالا ببريم. امّا آن ريگ ها چنان روح تو را سنگين کرده بودند که نتوانستيم تو را بالا ببريم." از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها" (پائولو کوئليو) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 19:34 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
تکنولوژی در خدمت شکم؟ یا پاسخ به نیاز؟ یا استفاده بهینه؟!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 10:49 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مطلبی جالب از روزنامه اعتماد ۱۳۸۶/۵/۱۷
شنا در آب هاي مديترانه و در سواحل اسکندريه يکي از تفريحات تابستاني مصري ها است. خانم هاي مصري هم با روبنده، چادر و دستکش همراه شوهران شان در اين آب ها شنا مي کنند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:35 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
چه مصیبتی است که بر ما و قرن ما می گذرد ، آرمان های عزیز و بزرگ بشریت که در طول تاریخ درازش میلیونها میلیون شهید داده است تا بدانها دست یابد خدا پرستی بود که روح و عشق و کرامت می آفرید و عدالت بود که برابری و برادری را جایگزین تبعیض و تضاد می کرد و آزادی که انسان را از قدّاره بندی جبّاران و جور استبداد گران می رهاند و آنگاه دنیایی می شد که در آن ، انسانها برابر ، برادر و آزاد و بی وحشت از دژخیم ، عشق بورزند و در پرستش خدای دانش ، زیبایی ، عظمت ، آگاهی ، آفرینش ، قدس و تعالی و نور جهانی را ببیند . لبریز از معنی و روح و هدف و فلسفه زیستن که در آن زیستن مفهومی دارد و ارزشی و هم مردن. و انسان وجودیست که می داند که چیست؟ و برای چه ؟ و می تواند به یاری آزادی و عدالت و به هدایت عشق خودآگاهی خدایی خویش را بپرورد. » دکتر علی شریعتی« ( با مخاطب های آشنا ، ص ۷۴ ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 20:1 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مسئولين محترم، هميشه آسانترين راه ، بهترين راه نيست. مسئله را بايد حل كرد، نه اينكه با پاك كردن صورت مسئله خودمان را راحت كنيم.؟!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 11:31 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
متن ذيل در باره تيپ شناسي جامعه هست ، تيپهاي معروفي چون " روشنفكري – خفن – بچه مثبت – انصار – شلخته – سوسول – جاهل – اطلاعاتي – خسته – فشن " كه در عين طنز (جهت فراهم آوردن انبساطخاطر) بسيار به حقيقت نزديك است، و صد البته در آن قصد توهين و يا تمسخر هيچ كس وجود ندارد. اميدوارم هيچكدام از اين گروهها به دل نگيرند و به عبارتي "غمض عين" بنمايند. چون متن طولاني بود آن را در صفحه ضمیمه قرار دادم که با كليك كردن ادامه متن می توانید آن را ملاحظه فرمائيد. *** توصیه: حتما اين كار را بكنيد!!! " امروزه روز وقتي در خيابان قدم مي زني شايد با چيز هاي عجيب غريب زيادي روبه رو شوي . شايد هم يك آن از ديدن يك تيپ متفاوت بترسي اما از پشت يك عينك جامعه شناسانه مي توان نسل سومي هاي عزيز را به اين 10 تيپ مختلف تقسيم كرد ..............: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 20:36 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
این هموطن که از اقلیتهای مذهبی هم هست آدم خوش شانسی بوده یا بدشانس؟ (کدام عتبات عالیات را برود زیارت کند؟؟؟) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 11:43 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
همين 2-3هفته پيش بود كه بر اثر تصادف يك اتوبوس با تريلر در جاده دامغان – اصفهان 20نفر كشته شدند. متاسفانه 2تا3 ساعت بعد از تصادف كار امدادرساني انجام گرفت كه علت آن نبود امكان اطلاع رساني و... بوده است. تصاویر این حادثه دردناک سپس در هفته گذشته بارها از طريق تلويزيون (شبكه خبر) در گزارشهاي وضعيت راههاي كشور ميشنيديم كه ميگفت: "..... جاده دامغان به جندق(اصفهان) به دليل نبود امكانات ارتباطي و امدادرساني ، براي عبور خودروهاي عمومي ممنوع ميباشد" جادهاي كه قدمت ساخت و سازش از ساليان قبل (حتي پيش از انقلاب) است و هميشه در سخنرانيها از آن به عنوان شاهراه ارتباطي جنوب به شمال كشور ياد ميشده است. قطعا از اين قبيل موارد چه در منطقه دامغان و یا در سایر نقاط کشور بسيار زياد داريم كه كمبود خدمات ايمني و امدادرساني و يا كيفيت نامطلوب جادهها ، هر از چند گاه موجب داغدار شدن خانوادهاي ميشود. اينها را نوشتم تا با هم اين خبر را بخوانيم و .... : "به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری «انتخاب» به نقل از ایرنا، جمهوري اسلامي ايران روز جمعه كمك نقدي به مبلغ 25ميليون دلار به شوراي عالي بازسازي لبنان براي بازسازي يك جاده در شرق اين كشور هديه كرد." راستي از قديمي بودن يا كپري بودن مدارس هم زياد ميشنويم. پس اين خبر را هم داشته باشيد: "ستاد ايراني همچنين كار بازسازي 200 باب مدرسه را بر عهده گرفت كه از اين تعداد ، ساخت149 مدرسه پايان يافته است.به گفته اين مقام ايراني، اين ستاد كاربازسازي 150مسجد و ديگر اماكن مذهبي را نيز كه توسط صهيونيستها در لبنان تخريب شده بر عهده گرفته كه از بين آنها بازسازي50 مورد به پايان رسيده است." |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:19 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
بخشي از فتاواي خارج از عقل مفتيان رده نخست سعودي: يكي از مهمترين مفتيان سعودي، شخصي مشهور به «بنباز» بود كه برخي از او به عنوان پدر همسر ملكفهد ياد ميكردند كه نزديك به بيست سال مفتي عربستان سعودي بود. امروزه روي کره زمين، تقريبا هيچ كسي نيست که به کرويت و دوران بودن آن باور نداشته باشد، اما «عبدالعزيز بن عبدالله بنباز»، مفتي پيشين عربستان سعودي، از معدود افرادي بود که هرگز چرخش و کرويت زمين را نپذيرفت، و حتي فيلم مستندي را که فضانوردان در اين زمينه تهيه کرده بودند، نيز نديد. انتشار جديد تعدادي از فتواهاي عجيب در اينترنت مانند فتواي شير خوردن بزرگسالان براي محرميت (در محيط کاري) و فتواي تخريب اماکن مقدسه شيعيان که موجب شگفتي بسياري از مردم جهان، از جمله اهل سنت شد، در واقع، تنها فتواهاي عجيب برخي از علما در کشورهاي عربي نيست، بلكه صدور اينگونه فتواها، سابقه طولاني به ويژه در سلفيها دارد. اكنون نيز اين چند فتواي تازه يک بار ديگر خاطره فتواهاي عجيب اين عده از مفتيان را در کشورهاي همسايه ايران ـ در نيم قرن اخير ـ زنده کرد؛ مانند فتواي حرام بودن خريد و فروش گل، حرام بودن تقديم گل به دوستان و يا بردن آن براي عيادت از بيماران، حرام بودن رانندگي زنان، حرام بودن تصويربرداري، حرام بودن عکس يادگاري، حرام بودن شکل و تصوير، مجسمه و پيکره، حرام بودن وسايل تزييني و دکوربندي، حرام بودن اينترنت و چت، حرام بودن بازي فوتبال، حرام بودن شناسنامه و کارت شناسايي براي زنان، حرام بودن آب يخ و بستني و... و کافر دانستن هر کس که به ميخکوب بودن و سکون زمين باور نداشته باشد و کافر دانستن شيعه در فتواهاي شماره 7308 و شماره 1661 از سوي کميته دايمي پژوهشهاي علمي و فتواهاي عربستان و ... . از ميان فتاوي اين کميته براي نمونه، فتواي ميخکوب بودن زمين از سوي کسي که به کفر شيعه فتوا داده، چنين است: مفتي اعظم (سابق) عربستان «عبدالعزيز بن عبدالله بنباز»: اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اينکه اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد. تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نميچرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، ميتواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوهها، ميخکوب كردهايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد» «وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود ميچرخيد، خداوند از آن خبر ميداد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستارهشناسي گفتهاند: زمين ميچرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است. بنباز همچنين گفته است: هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه ميکردم و حرکت خورشيد را ميديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نميکنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتيهاي بزرگ در درياها حرکت ميکنند و چپ نميشوند؟ عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است: برخي علوم و فرضيهها فاسد و تباهگر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است... و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». ص 33: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل» همچنين «ابن عثيمين» در کتاب «مجموع فتاوى و رسائل محمدبن صالح العثيمين»: (ج / 3 الفتوى شماره 428 صفحه 153)، به معلمان اخطار ميدهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته ميشود، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانشآموزان است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 12:8 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
غم این خفته چند خواب در چشمِِ تَرم می شکند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 12:0 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
در پاسخ دوست محترمي كه فرمودهاند: نویسنده: رومينا
سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت: 22:43
دوست عزيز سلام من خودم امسال كنكور دادم رشته تجربي.اين سؤالي كه شما براي تجربي نوشتين براي من نبود.سوال شعر حفظي كه البته مصراع اولش هم يادم نيست اين بود:.......................... نبندد --------- رستم را چرخ بلند
1)پا 2)دست 3)كمر 4)........... كه جوابش مي شد دست ![]() ![]() ![]() من متن اصل سوال را اسكن كرده و اينجا قرار ميدهم تا هم مجددا يادآوري براي ايشان باشد و هم اينكه اينجانب به تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب متهم نشوم!!! (چشمم از فيلتر شدن بيدليل نوشتار همچنان ميترسد)
دوستان ديگر هم اگر شك دارند، بفرمايند تا مدرك ارائه دهم.!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:3 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
آرزو داشتم كه متن ذيل يك طنز و يا شوخي و حتي دروغ باشد.!!! ولي افسوس كه گوشهاي است از حقيقتي تلخ، و آنچه بر سر علم و دانش و ..... ميرود. بعد از بلاهايي كه بر سر آموزش و پرورش آمد، كه سطح سواد دانشآموختههايش را به عينه در جامعه ميبينيم، چشممان دارد به جمال دانشآموختههاي آموزشعالي روشن ميشود. اينگونه آزمون، آن دانشآموختهها هم بازخوردش مي باشد. راستي كه همه چيزمان به همه چيزمان ميآيد. *بدون هيچگونه مقدمهچيني، يكراست ميروم سراغ اصل مطلب و تعدادي از سوالات كنكور سراسري 86 را كه بهتازگي برگزار شده، عينا در اينجا ميآورم. فقط ذكر اين توضيح ضروري است كه هيچگونه شوخي يا طنز در اين نقل مطلب وجود ندارد و سوالات عينا و بدون هيچگونه تغيير آورده شدهاند. جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- گروه علوم رياضي) <بهرام كه گور ميگرفتي همه عمر / ديدي كه چگونه گور... گرفت> 1) شهرام 2) مهرام 3) بهرام 4) آرام جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- گروه علوم رياضي) روِياهاي صادقانه: هركدام از ما هنگام... روِياهايي را مشاهده ميكنيم. اين روِياها انواع مختلف دارند. 1) دويدن 2 ) ايستادن 3) خواب 4) نشستن جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- علوم تجربي) <گل همين پنج روز و... باشد / وين گلستان هميشه خوش باشد> 1) هفت 2) چهار 3) شش 4) هشت جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- علوم انساني) ... < پردهي پندار دريدند / يعني همه جا غير خدا هيچ نديدند> 1)مردان خدا 2) مردم همه جا 3) مردم هميشه 4) مردان و زنان وقتي يكي از دوستانم اين سوالات را در دفترچههاي سوالات كنكور سراسري به من نشان داد، در ابتدا فكر كردم حتما قصد شوخي با من را دارد و لابد به اين منظور، دفترچههايي شبيه دفترچه سوالات كنكور درست كرده و دارد به من نشان ميدهد ولي بعد كه متوجه شدم اينها حقيقتاً دفترچه سوالات كنكورند و اين سوالات واقعا سوالات كنكور سراسري ورود به دانشگاههاي اين كشور در سال 1386 بودهاند، تا مدتي گيج و بهتزده بودم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 17:27 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
"سردار جعفري (رئيس پليس آگاهي ناجا) : قاچاق سوخت در كشور ما عمدتا در قالب قاچاق گازوئيل بوده و بنزين همواره سهم بسيار كمي در قاچاق سوخت داشته است ، ..." (روزنامه جامجم يكشنبه 7 مرداد صفحه19) من كه آخرش سردر نياوردم كه بنزين از كشور در حجم زياد قاچاق ميشده يا نه؟ اين لينك بنزيني را هم بخوانيد. سهم گمشده خودروسازان درصرفه جويي بنزين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 19:9 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
اگر باید بگریید، همچون کودکان بگریید. زمانی کودک بودید، و یکی از نخستین چیزهایی که از زندگی آموختید، گریستن بود، چون گریستن بخشی از زندگی است. هرگز از یاد مبرید که آزادید، و نشان دادن احساساتتان شرم آور نیست فریاد بزنید، با صدای بلند هق هق کنید، هر چه قدر که مایلید، سروصدا کنید. چون کودکان این گونه می گریند، و آنان سریعترین راه آرامش بخشیدن به قلبشان را می شناسند. هرگز متوجه شده اید که کودکان چه طور از گریستن دست می کشند؟ از گریستن دست می کشند، چون چیزی حواسشان را منحرف می کند. چیزی آنها را به سوی ماجرای بعدی فرا می خواند . کودکان خیلی سریع دست از گریه می کشند . و برای شما نیز این گونه خواهد بود، تنها اگر همچون کودکان بگریید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 11:20 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
اوشينيسم – یانگومیسم - .....- پوپوليسم – حيرانيسم - .... اونهايي كه نيمه دوم دهه60 را بياد دارند هنوز گاهي از سريال سالهاي دور از خانه كه به اوشين معروف شده بود ياد ميكنند. سريالي كه موجي در جامعه برپا كرد. تا جايي كه در مرگ بازيگران معروف آن، طي داستان سريال، آگهي هاي ترحيم (به صورت طنز) در جامعه پخش مي شد. و حالا موج ديگري بنام يانگوم. سريالي كه كمتر افراد آنرا بنام بازيگرش ياد نمي كنند و شايد خيليها ندانند سريال جواهري در قصر همان سرياليست كه بنام يانگوم ميشناسند. من تخصصي در جامعه شناسي ندارم ، ولي برايم سؤال است كه چگونه سريالي كه بر اساس فرهنگ متفاوت با ما ساخته شده است، اينگونه در بين افراد متوسط جامعه جاي باز ميكند؟ چرا درصد بسيار زيادي از طرفداران اين سريال خانمها هستند؟ (اكثرا با شرايطي شبيه به هم ، دوستدار فيلم هندي – عدم نقش جدي در فعاليتهاي اجتماعي – به عبارتي كساني كه تجلي خواسته هاشان را در اعمال يانگوم و اوشين ميبينند.) اينكه نوشتم اكثرا خانمها، به دليل اينكه كمتر با آقاياني مواجه شدهام كه طرفدار اين سريال باشند. مجلات مثلا خانواده و همچنين زرد هم كه حسابي سوار بر اين موج ميتازند و كسي هم جلودارشان در اين قبيل موارد نيست. نمونهاش را در تيترها و مطالب مطبوعات زرد ميبينيم: *زندگینامه كامل یانگوم *یانگوم ازدواج نكرده است * یانگوم به خانه بخت رفت * یانگوم بچه دار شد * پیام یانگوم به هواداران ایرانی * یانگوم : عاشق اسب سواری هستم * یانگوم به تهران می آید * یانگوم چند بار تا مرز ازدواج پیش رفته است * یانگوم، محبوب دلهای ایرانیان * سفر یانگوم به فیلیپین
اینها تنها پاره ای از تیترهای درشت و رنگی مجلات مختلف چاپ شده در كشور همراه با عكس و پوستر LeeYeong-ae بازیگر زن کره ای است كه در كیوسك های مطبوعاتی ، چشمان هر رهگذر را به خود معطوف می كند. مطمئنا اگر از اين مطالب استقبال نميشد ، به اين وسعت به چاپ آنها نميپرداختند. براستي چرا؟ (از دوستان جامعهشناس و آگاه انتظار پاسخ دارم.) |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:31 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
عمليات دستگيري اعضاي باندي كه با سكه و عتيقههاي قلابي از مردم كلاهبرداري ميكردند به علت سهميهبندي بنزين متوقف مانده است. در اين عمليات قرار بود ماموران همراه 2تن از متهمان عازم شمال كشور شده و با محاصره مخفيگاه ديگر اعضاي باند، آنها را دستگير كنند. ......... در جريان عمليات پليسي در حالی که 3نفر از آنها توانسته بودند از حلقه محاصره ماموران بگریزند، 2عضو دیگر باند دستگير شدند. با انتقال متهمان به دادسراي ناحيه 5، آنها به كلاهبرداري از خريداران اشياء عتيقه اعتراف كرده و مدعي شدند همدستانشان ساكن يكي از روستاهاي شمال كشور هستند و در صورتي كه همراه مأموران به اين روستا بروند ميتوانند مخفيگاه آنها را به پليس نشان دهند. توقف عمليات به خاطر نداشتن بنزين پس از اعترافات متهمان، آنها روانه زندان شده و بازپرس شعبه 15 دادسراي ناحيه 5 از پليس خواست براي دستگيري ديگر اعضاي باند همراه متهمان عازم شمال كشور شوند. اما مدتي بعد نامهاي در اختيار بازپرس پرونده قرار گرفت كه حكايت از توقف عمليات به خاطر نداشتن سوخت كافي داشت. به گفته بازپرس جراحي در اين نامه آمده بود كه به خاطر سهميه بندي بنزين و نداشتن سوخت كافي، پليس قادر نيست عمليات دستگيري متهمان را ادامه دهد مگر آنكه شاكي پرونده، تهيه سوخت را بر عهده بگيرد. اما اين در حالي بود كه سازمان ميراث فرهنگي، به عنوان شاكي پرونده نيز اعلام كرده بود كه ميتواند هتل و خودروي مورد نياز را در اختيار پليس قرار دهد اما به علت نداشتن کارت سوخت از تهيه بنزين عاجز است. 10 روز گذشت... بازپرس شعبه 15 دادسراي ناحيه 5 تهران با اعلام اين خبر گفت: در حال حاضر 10 روز از اعترافات 2 عضو باند ميگذرد و اين در حالي است كه پليس آخرين بار درخواست كرده بود كه متهمان را با اتوبوس به روستاي شمالي كشور انتقال دهد اما اين كار به خاطر وجود احتمال فرار متهمان و مشکلات امنیتی رد شده و متهمان هنوز در اداره آگاهي به سر ميبرند. ***************************** متن فوق يك داستان طنز يا .... نيست. خبري است كه در همشهري 3مرداد86 آمده و دوستاني كه به حوادث علاقه دارند ميتوانند با کليك كردن در اينجا متن كامل را بخوانند. *** فراموش نكنيد اگر خواستيد براي احقاق حقتان از كسي شكايت كنيد و او را تحت تعقيب قرار دهيد، نخست بنزين تهيه كنيد بعد ...!!!؟ نتيجه: مجرمين محترم ، خواهشا فرار نكنيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 18:24 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:34 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
تقوا در حکایتی قدیمی آمده که : هنگامی عیسی مسیح روی صلیب درگذشت بی درنگ به دوزخ رفت تا گناهکاران را نجات دهد. شیطان بسیار ناراحت شد و گفت : "دیگر در این دنیا کاری ندارم. از حالا به بعد همهی تبه کارها ، خلاف کارها ، گناه کارها ، بی ایمان ها یک راست به بهشت میروند." عیسی به شیطان نگاهی کرد و گفت: " ناراحت نباش. تمام آنهایی که خودشان را بسیار با تقوا میدانند و تمام عمرشان کسانی را که به حرف های من عمل نمی کنند محکوم میکنند به اینجا می ایند. چند قرن صبر کن و میبینی که دوزخ پرتر از همیشه می شود." |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 10:33 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|