![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
وصیت نامه داریوش کبیر مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند. هرگز عمّال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمّال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمّال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 16:27 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
مطلب زیر از سایت فردا می باشد که بی هیچ توضیحی آن را ملاحظه می فرمایید:
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران! چندی پیش هنگامی که رئیس اداره آموزش و پرورش یکی از شهرستانها برای بازدید به مدرسه ای رفته بود، یکی از معلمان آن مدرسه از ایشان خواهش کرد به او اجازه دهد که به جای تدریس کردن، سرایدار یا نظافتچی مدرسه شود تا شاید از آن زندگی فلاکت بار معیشتی که بدان دچار آمده بود، نجات یابد و بلکه بتواند از خجالت زن و بچه اش در آید. بعدا معلوم شد که حق با آن معلم است چرا که یک سرایدار مدرسه با تحصیلات صفر، با استفاده از مزایای موجود از قبیل نپرداختن حتی یک ریال از هزینه آب و برق و گاز منزل، نداشتن کرایه مسکن و برخورداری از مزایای ویژه سرایداری، در اختیار داشتن فروشگاه مدرسه و دریافت حق نظافت آموزشگاه، ماهانه حدود هشتصد هزار تومان دریافتی خالص دارد حال آنکه یک دبیر با مدرک لیسانس و دوازده سال سابقه کار، اگر مشمول قانون ارتقای شغلی معلمان نباشد، دریافتی خالص وی پس از وضع کسورات مختلف و پرداخت حق بیمه و بازنشستگی به حدود یکصد و پنجاه هزار تومان خواهد رسید. ناگفته پیداست که این معلم و خانواده اش در چه وضعیت فلاکت باری به سرخواهند برد و دقیقا در چنین شرایطی است که صحبت کردن از افزایش راندمان تحصیلی و سطح آمار قبولی دانش آموزان تنها به ابزاری برای خنده معلمان در ساعات تفریح تبدیل می شود. صدها هزار معلم، اکنون اینگونه زندگی می کنند و با سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته اند تا مردم عادی، درد و رنج آنان را نفهمند و دانش آموزان نیز بویی نبرند. یکی از موضوعاتی که در مجلس ششم همواره از وزیر سابق آموزش و پرورش پرسیده می شد علت وجود تفاوت فاحش در میزان دریافتی معلمان عادی با مدیران رده های مختلف آموزش و پرورش بود. این سئوال را البته هیچکس برای افکار عمومی توضیح نداد که اساسا دلایل منطقی و عقلانی این تفاوت حیرت انگیز در چیست و اکنون هم اگر بنا بر عدالت ورزی و مهرگستری باشد چرا باید به نام معلمان باشد ولی به کام مدیران؟!... قانون ارتقای شغلی همانقدر که به نام معلمان بود و بخاطر افزایش چند پول سیاه به لیست حقوق درصدی از معلمان، دولت قبلی در بوق و کرنا کرد اما بیشتر به مذاق مدیران و معاونان خوش آمده است. قانونی که به ارتقای شغلی معلمان معروف است اما با ذکر مواردی، باید "قانون ارتقای شغلی مدیران" لقب گیرد: ـ از جمله بندهای عجیب و غریب در پروسه تعیین "معلم ارشد" و مسیر ارتقای شغلی، امتیاز مربوط به مدرک تحصیلی است. فرض کنید یک معلم دوره ابتدایی با مدرک فوق دیپلم توانسته سالها با رنج و زحمت بسیار مدرک لیسانس مهندسی الکترونیک دریافت کند (معلمانی که این دوره ها را گذرانده اند می دانند که منظور نگارنده چیست و با قید و بندهای موجود، چه جهنمی برای معلمان جویای علم ایجاد می کنند)، چنین معلمی اگر بخواهد بر حسب علاقه یا محدودیت های جاری که بخاطر جلوگیری از فرار معلمان مجرب به مقاطع تحصیلی دیگر وضع گردیده، اگر بخواهد فرم امتیاز بندی ارتقای شغلی را تکمیل کند، وزارت مذکور مدرک تحصیلی وی را غیرمرتبط تلقی و (40) امتیاز از او کم می کند اما اگر مدیر محترمی توانسته باشد در سالهای قبل که دوره های ضمن خدمت تشکیل می شد و وزارت متبوع، دستگاه چاپ مدرک تحصیلی به راه انداخته و بطور فله ای، مدارک فاقد ارزش علمی صادر می کرد، مدرکی نیز گرفته باشد طبق دستور وزارت آموزش و پرورش مدارک تحصیلی مدیران و معاونان در همه رشته های تحصیلی با رشته مدیریت "مرتبط" قلمداد می شود(!) بواقع از نظر ایشان فرقی بین لیسانس مدیریت با رشته تاریخ و زیست شناسی نیست. تنها این معلم تحصیلکرده و باسواد است که امتیاز منفی می گیرد تا هر چه بیشتر معنای ارزش و برتری علم و دانش را یاد گرفته، به دانش آموزانش نیز بیاموزاند. ـ به رغم عزم عمومی جامعه برای جنبش نرم افزاری و حرکت در مسیر افزایش تحقیق و پژوهش علمی در لابلای طبقات اجتماعی، اما طراحان ارتقای شغلی برای تحقیقات و مقالات تالیفی معلمان به قدر پشیزی ارزش قائل نشده اند. تنها امتیاز مختصری برای درج مقالات مرتبط در نشریات تخصصی وزارت متبوع در نظر گرفته شده که یکی از آنها "ماهنامه نگاه" است که مسائل داخلی آموزش و پرورش را درج می کند. با توجه به جمعیت یک میلیون نفری معلمان و حجم صفحات موجود در این نشریه، هر انسان عاقلی می تواند تحلیل کند که اساسا چنین بندی آیا عملی هست یا خیر. اما در عوض امتیاز ویژه ای برای تصدی مدیریت و معاونت در نظر گرفته شده تا هر چه بیشتر شاهد خرد شدن استخوانهای معلمان مظلوم در لابلای چرخدنده های بیرحمانه تصمیمات متولیان و برنامه ریزان آموزش و پرورش و اولیای سازمان مدیریت وبرنامه ریزی باشیم. ـ امتیاز اردوها و فعالیت های فوق برنامه غالبا حق بلامنازع مدیران است. به غیر از چند ابلاغ تربیت بدنی و مسابقات ورزشی که مختص معلمان این رشته است، در این سه سالی که ارتقای شغلی اجرا می شود، تاکنون ندیده ام حتی یک معلم عادی از چنین مواهبی برخوردار شود. ابلاغیه های برگزاری فعالیتهای هنری و پرورشی که از سوی ادرات صادر می شود به نام معاونان یا مدیران است که هرکدام (10) امتیاز دارد و تقریبا موفقیت آنان را برای دریافت مزایای ارتقای شغلی تضمین می کند. به همین خاطر است که می بینیم غالبا در اردیبهشت ماه که هنگامه اوج اردوهای دانش آموزی است، برخی معلمان در نزد مسئولان فرهنگی و هنری ادارات التماس می کنند و حتی ضجه می زنند تا دلشان را به دست آورده، آنها را راضی به صدور ابلاغیه برای اعزام به اردو کنند تا از امتیازش بهره مند شوند و ارتقای شغلی بگیرند. این روش تحقیرآمیز و خردکننده، جانمایه امتیازات فوق برنامه است که بدلیل بی اطلاعی قانونگذاران از واقعیات موجود، در جهت عکس منافع نظام تعلیم و تربیت عمل می کند و آقایان هم اصلا توجهی ندارند که با این رفتار ویرانگرشان در چه جای خطرناکی دارند گرد و خاک می فرمایند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 8:0 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
جشن آبان گان روز دهم آبان زرتشتی برابر با ۴ آبان خورشيدی که آبان روز نام دارد و بنام آب و فرشته آب است جشن آبان گان می باشد . آب که آبان جمع آنست در اوستا و پهلوی آن و در سانسکريت آپه می باشد اين عنصر مانند عناصر ديگر آتش و هوا و خاک در آيين ايران قديم مقدس است و آلودن آن گناه می باشد و برای هر يک از آنها فرشته مخصوصی تعيين شده . و ايرانيان اين عناصر چهارگانه را که اساس اوليه حيات است می ستودند(نيايش نمی کردند ستايش ميکردند) و امروز نيز زرتشتيان آنها را پاک می دانند و مانند سابق و بنام فرشته هر يک آنها را می ستايند ((بسرچشمه آب درود می فرستيم به کوههايی که از بالای آن آب جاريست درود می فرستيم بدرياچه ها و استخرها درود می فرستيم)).به احترام فرشته آب آبها را پاک نگه می داشتند . نگهبانی آب با فرشته مقدس خرداد است علاوه بر او دو فرشته مقدس ديگر يکی به نام اپام نپات و ديگری آناهيتا نگهبان آب می باشند . يکی از قصائد دلکش اوستا آبان يشت نام دارد که از جلال و عظمت آناهيتا يا همان ناهيد گفتگو می کند. در خرده اوستا نيايش چهارم موسوم است به آبان نيايش يا آبزور . اين نيايش را که از آبان يشت استخراج شده موقعی که در کنار جويبار و آبشار و سرچشمه آب باشند می سرايند همچنين در جشن آبانگان نيز خوانده می شود و چون فرشته آب ناهيد مونث است او را بانو هم می گويند. در جشن آبانگان پارسيان خصوصا زنان در کنار دريا يا کنار رود فرشته آب را نيايش می کنند .ايرانيان به خاطر تقدسی که برای آب قائل بودند هيچوقت آنرا آلوده نمی کردند و آبی را که يکی از اوصاف سه گانه اش رنگ و بو و مزه تغيير می يافت برای آشاميدن شستشو و غيره بکار نمی بردند . هردوت می گويد ((ايرانيان در ميان آب ادرار نمی کنند آب دهان نمی اندازند و در آن دست نمی شويند)) استرابون جغرافی نويس يونانی گويد ((ايرانيان در آب جاری خود را شستشو نمی دهند در آن لاشه و مردار نمی اندازند و عموما آنچه ناپاک است در ميان آن نمی ريزند)).(مقايسه کنيد با جويهای امروز تهران و شهرستانها و وضع کنونی دريای مازندران و....صد افسوس)خلاصه اينکه جشن آبانگان بنام آب و فرشته آب است ايرانيان در اين روز کنار چشمه و آب می رفتند و آب نيايش و سرودهای دينی را می خواندند و شادی می کردند و برای اين نعمت بزرگ اهورايی که برای آشاميدن و نظافت و رشد و نمو نباتات و رفع ساير نيازها می باشد سپاس خدا را بجا می آوردند. ابوريحان در صفحه ۲۵۴ ترجمه آثار الباقيه می نويسد :آبان ماه روز دهم آن آبان است و آن عيدی است که بواسطه توافق دو اسم آبانگان گويند در اين روز زو پسر تهماسب (از سلسله پيشداديان )بپادشاهی رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز بکشورهای هفت گانه خبر رسيد که فريدون ضحاک را اسير کرده و خود به پادشاهی رسيده و بمردم دستور داده است دوباره خانه و زندگی خود را مالک شوند و خود را صاحب خانه بنامند و خودش نيز بخانه و خانواده خود فرمانروا شد پس از آنکه همه ايرانی ها در عهد ضحاک بی خانه و زندگی بودند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 10:44 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|