![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
برگرفته از وبلاگ آتشكده
(نیک اندیش باشید) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 17:31 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
جشن سده جشن سده جشن پيدايش آتش است. صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشنهاي نوروز و مهرگان ميرسد. از ديدگاه نجومي نياكان ما در روزگاران بسيار كهن، سال را به دو پاره بخش ميكردند. تابستان كه هفت ماه به درازا ميكشيد در نخستين روز فروردين ماه آغاز و آخرين روز مهر ماه پايان مييافت. زمستان از آغاز آبان ماه ميآغازيد و تا پايان اسفند به طول ميانجاميد.جشن سده، سومين روز از آغاز زمستان و يا سد روز و شب (پنجاه روز و پنجاه شب) به آغاز تابستان بود. در تاريخ نسبت اين جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي ميرفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقهاي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسي: برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش آنگاه قبيله نهاد يكي جشن كرد آنشب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده كرد از نظر ديني، اين جشن به ياد آورنده اهميت نور، آتش و انرژي است. نوري كه از خداوند جداست و از خداوند جدا هم نيست. قبله اي كه در همه جا هست، درون دل و جان همه نشانههايي از فروغ اهورامزدا هست، بهشت دراوستا به نام روشنايي بيپايان خوانده شده است. آيين جشن سده حكيم عمر خيام در كتاب نورزنامه مينويسد: "هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك عهد در ايران و توران به جاي ميآوردند، بعد از آن به امرور، زمان اين جشن به دست فراموشي سپرده شد و فقط زرتشتيان كه نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را برپا ميداشتند." هر چند نوشته شده است كه مردآويج زياري به سال 323 هجري (سده دهم ميلادي) اين جشن را در اصفهان با شكوه برگزار كرد. همچنين در زمان غزنويان اين جشن دوباره رونق گرفت و عنصري شاعر نامدار ايران در يكي از جشنهاي سده در برابر سلطان محمود قصيدهاي درباره سده خواند كه آغاز اين است : سده جشن ملوك نامدار است زافريدون و از جم يادگار است در ايران باستان، و در ميان زرتشتيان ايران، اين جشن نزديك غروب آفتاب، با آتش افروزي آغاز ميشد و امروز هم با همان سنت كوههايي از بوته و خار و هيزم در بيرون شهر فراهم شده، در حالي كه موبدان لاله به دست بخشی از اوستا که معمولن آتش نيايش ميباشد را ميسرايند، بوتهها را روشن كرده و مردمي كه در ان جا جمع شدهاند نماز آتش نيايش خوانده، و سپس دست يكديگر را گرفته به دور آتش ميچرخند، شادي و پايكوبي ميكنند. جشن سده در اصفهان در زمان مرداويج يكى از سردارانى كه بر قسمت بزرگى از ايران حاكم شد، مرداويج بود. كه در زمان خلفاى عباسى (المقتدر) مىزيست. از خصوصيات او احياى آداب و سنن ايران قبل از اسلام بود و از جمله به برگزارى باشكوه «جشن سده» مىپرداخت، مسكويه در خصوص چگونگى برگزارى اين جشن در اصفهان مىنويسد: «زمانى كه شب آتش افروزى جشن سده فرا رسيد، مرداويج از مدتى قبل از اين دستور داده بود، از كوهها و نواحى دور دست هيزم گردآورند و به اطراف رودخانه زاينده رود حمل كنند، همچنين فرمان داد نفت اندازان و آتش افروزان و كسانى كه در افروختن آتش مهارت داشتند و مىتوانستند وسائل آتشبازى را فراهم سازند در اصفهان جمع شوند. در اطراف اصفهان كوهى و تلى باقى نماند كه در آن هيزم و بوته هاى خار تعبيه نكرده باشند، تعداد زيادى كلاغ و مرغان ديگر به چنگ آورده و به منقار و پاهاى آنها گردوهائى كه از نفت و مواد سوزان انباشته شده بود می بستند... مقصود از چنين كارهائى، اين بود كه در يك زمان، آتش، از قله كوهها و بالاى بلنديها و در صحرا و در مجلس جشن كه خود مرداويج در آن حضور مىيافت، بوسيله مرغانى كه رها مىساختند، زبانه كشد. سده، پيشگام نوروز در كهن روزگاران، سال درايران دو بخش داشت : تابستان و زمستان. تابستان ازنُخُستين روز آبان يا ماه آبها آغازمي شد و سده، سد روز پس از آغاز زمستان بزرگ بود.نياكانمان برين باور بودندكه در آن زمان، زمستان سخت پايان يافته يا به گفته اي "كمرسرماشكسته مي شد." آنها، به شادي پايان يافتن سختي زمستان، جشن برپا مي كردندو آن را "جشن سده " مي خواندند. پدران و مادرانمان، در درازاي سال ، جشن هاي گوناگون برگزار مي كردندكه بزرگترين و پرارزش ترين آنها نوروز و مهرگان بود. آنان باور داشتندكه: پروردگار جهان، گيتي و همه ي بودني هايش را در شش زمان و در يك سال پديد آورد كه آفرينش مردمان، واپسين و سرآمد كار آفرينش است و به بزرگداشت اين رويداد بزرگ بود كه نوروز را باشكوهي بي پايان برگزارمي كردند. گروهي برين انديشه و باورند كه پيشينيان ما با برگزاري "جشن سده" به گونه اي با شكوه به پيشباز نوروز رفته اند. زيرا، در زمان برگزاري "جشن سده" سد شب و روز به نوروز مانده است. منوچهري دامغانی از اين گروه بوده و گفته است : وينك بيامدست به پنجاه روز پيش جشن سده، طلايه ي نوروز و نوبهار (نیک اندیش باشید) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 20:34 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|