![]() |
![]() |
|
| قبل از همه چيز ، يك جرعه سلام ! يك جرعه نگاه ! به سلامتي...!!! |
|
شکر ایزد فن آوری داریم از کرامات تیم ملی مان با "نود" حال می کنیم فقط وزنه برداری است ورزش ما می توانیم صادرات کنیم برف و باران نیامده به درک گشت ارشاد اگر افاقه نکرد خواهران از چه زود می رنجید ما برای ثبات اصل حجاب چاقی اصلا اهمیت دارد ما در ایام سال هفده بار این طرف روزنامه های زیاد جای شعر درست و درمان هم چند تا شعبه بانک و دانشگاه به حقوق بشر نیازی هست حرف هامان طلاست سی سال است اجنبی هیچکاک اگر دارد خنده اصلا به ما نیامده است تا بدانند با بهانه ی طنز هم کمال تشکر از دولت لینک نسبتا مرتبط: دستگاه چانهگير خمير نان با قابليتهاي ويژه در دومين نمايشگاه نوآوري و شكوفايي رونمايي شد.!!!!!!!! + |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:29 توسط شجاعی نیا |
|
|
چه بر سر اين نسل آمده است؟ (عكسهاي ذيل نيز از وي ميباشد) ترم پيش، يك دانشجوي دختر داشتم كه هيچ كاري نميكرد. اصلا هيچ كاري نميكرد. آرايش ميكرد و با موبايلش ور ميرفت، همين. من يك روز صدايش كردم دفترم، گفتم: ببين عزيز من! تو اگه به من عكس ندي، من به تو نمره نميدم. ميدانيد چي جواب مرا داد؟ گفت: آخ جون نده!. من همين طور ماندم. همه هارت و پورت معلمي من با اين جواب از بين رفت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 17:27 توسط شجاعی نیا |
|
|
دامغانی! تهرانی؟ هدیه!!! عدالت! یارانه! میراث! فرهنگ! معاون رئيس جمهوري رقم دقيق كمك سازمان ميراث فرهنگي و سازمان مناطق آزاد به هديه تهراني براي برگزاري نمايشگاه عكس را 120 ميليون تومان اعلام كرد.
- ميان روز در دفتر مدرسه : - خوشه بندي ها بر اساس چيه؟ (120ميليون تومان!!!!!!!!!!!!!) - به فيشي كه معاون مدرسه به من داده است نگاه مي كنم و متن روي آن"پرداخت بابت امتحانات داوطلبان آزاد 1912ريال يكهزار و نهصد و دوازده ريال!!!" (120ميليون تومان!!!!!!!!!!!!!) - ظهر در منزل: فردا بايد قسط مسكن و ... را پرداخت كنم . چيزي از حقوق آيا مانده است؟ (120ميليون تومان!!!!!!!!!!!!!) - عصر در كتابسرا : واي فردا يك چك به مبلغ 500هزارتومان به مركز پخش كتاب داده ام كه موعدش ميشود. چكار كنم؟؟؟ (120ميليون تومان!!!!!!!!!!!!!) - شب در خانه مقابل تلويزيون : هرچقدر ميخواهم به آنچه رئيسجمهور در مصاحبهاش ميگويد توجه كنم اين 120ميليون تومان نميگذارد.!!! آخرش نفهميدم اين طرح بزرگ اقتصادي و يارانه ها و خبرهاي خوش و... چي هست و چي نيست.!؟!؟! - نصفشب در خواب : با پرداخت سود سهم عدالت و يارانههاي نقدي!!! (البته باعوض شدن خوشهام) مشكلات به كلي ريشهكن ميشود. (آي لعنت به اين 120ميليون تومان!!!!!!!!!!!!! كه خواب خوش ديدن را به ما حرام ميكند.!!!) - کسی میدونه چطور میشه یک وام ۱۲۰ میلیون تومانی گرفت؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 9:32 توسط شجاعی نیا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 16:41 توسط شجاعی نیا |
|
|
آنگولا یا ما ، مساله این است! مدیرعامل شرکت پتروپارس با بیان این مطلب اظهار کرد: تاکنون واگذاری 20 درصد از سهام فاز 12 پارس جنوبی به آنگولا عملیاتی شده و مذاکره با هند و ونزوئلا ادامه دارد. (پایگاه اطلاع رسانی دولت) به نظر شما : آنگولا خیلی پیشرفت کرده است یا این که ما خیلی ...؟؟؟؟ (البته کشور دوست و برادر ونزوئلا و سایر دوستان وبرادران که نامشان از قلم افتاده نیز همچنین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 18:0 توسط شجاعی نیا |
|
|
وقت شناس باشید در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد. نتیجه اخلاقی: وقت شناس باشید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 19:9 توسط شجاعی نیا |
|
|
چی فکر می کردیم و چی شد!!!! به سلامتي و ميمنت مشخص شد كه ما جزو هيچكدام از خوشه هاي دريافت يارانه (دهك هاي سابق!!!!) نيستيم و بايد به فكر دريافت يارانه نقدي نباشيم! (لااقل فهميديم كه ما جزو قشر مرفهين هستيم و و تا حالا هم از هفتاد و پنج درصد يارانه ها استفاده مي كرديم! خدايا مارا ببخش كه حق مستضعفين را مي خورديم ، هرچند از سر ناآگاهي و غفلت ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 9:44 توسط شجاعی نیا |
|
|
" مردم هرچه نادان ترند ، متعصب ترند. "
امروز بعدازظهر شبکه قرآن تلویزیون سریال غیاث الدین جمشید کاشانی را پخش می کرد. جمله ی فوق بخشی از دیالوگ این سریال از زبان غیاث الدین جمشید بود. گاهی یک جمله ی کوتاه ، چه معنای عمیقی دارد.! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:54 توسط شجاعی نیا |
|
مشكل چيست؟؟؟ديروز رفته بودم طبق معمول آب تصفيه بخرم!!! (چون آب آشاميدني دامغان بسيار گوارا هست، ما آب تصفيه ميخريم تا اون آب گوارا صرفه جويي شود) و از آنجايي كه فروشنده انسان بسيار خوبي می باشد، در هنگامي كه نيست هم فروش آب را تعطيل نمي كند تا مردم دچار مشكل نشوند و محلي را ايجاد كرده كه هركس آب خريد از آنجا پول آب را به داخل مغازه بياندازد!! (هنوزم آدم با انصاف پيدا مي شه)
چندروزيست بحث نوشته هاي روي اسكناس مطرح شده و مسئله ساز گشته است ، بر روي شيشه مغازه اين اطلاعيه جلب نظر مي كرد: ![]()
حالا اين مشكل ماست يا مشكل ...؟؟؟ (چرا ياد كارمندان بانك افتادم كه روي اسكناسها مي نويسند و يا سالهاست كه به مناسبت عيدغدير روي اسكناسها مهر مي زدند و مشكلي ايجاد نمي شد؟؟؟) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 9:44 توسط شجاعی نیا |
|
|
یک گزارش جالب و تاسف بار پیشترها اصطلاحی رایج بود و به مناطقی و شهرها و کشورهایی که آنقدر کوچک و کم جمعیت بودند که بود و نبودشان اصولا تاثیری روی کار چرخ فلک نداشتند، می گفتند زیر پونز قرار گرفته اند! احتمالا وجه تسمیه هم از جایی بوده که نقشه را با پونز به دیوار نصب می کنند و پونز تمام وسعت آن منطقه را در جنوب نقشه گرفته است. که بعدا تعمیم پیدا کرده و به نواحی بی اهمیت یا کم اهمیت زیر پونز هم می گویند. الان هم کشورها و مناطقی هستند که شاید یکبار هم نامشان به گوش ما نخورده باشد. کشورهایی که گاه طی سالیان دراز حکام آنها تغییر نمی کند، نه از نظر اقتصادی و نه از نظر ژئوپولوتیکی اهمیت خاصی ندارند و نه از نظر نظامی. در گوشه هایی از دنیا جمعیت محدودی را دور خودشان جمع کردند و با خیال راحت به زندگی می کنند. کاری هم به کار اتفاقات جهانی و بین المللی ندارند. نه در کشور و اطراف کشورشان جنگی رخ می دهد که قرار باشد قدرتی توانمند از آنجا نیرو رد و بدل کند. نه سر راه ترانزیت کالاهای خاص هستند. نه هوس می کنند در کشورشان جام جهانی و مسابقات بین المللی برگزار کنند و… سال به سال هم هیچ دولتمرد خارجی و مقام سیاسی به آنها سفر نمی کند. جبر قوانین سازمان ملل نبود، همان سالی یکبار هم نماینده ای از آن کشور به سازمان ملل سفر نمی کرد. اصلا وسیله سفر ندارند! مثلا همین کومور که برای آمدن به ایران از ایران برای رئیس کشورش هواپیما فرستاده شد تا به ایران بیاوردش! در این میان برخی از واردکنندگان ما ظاهرا دور هم می نشینند، ذره بین روی نقشه می گذارند و به دقت کشورهایی که ـ در نقشه ـ نامشان داخل وسعت خودشان جا نمی شود را شناسایی می کنند، تا از آنها جنس وارد کنند. آنهم چه اجناسی، بعضا جنس هایی که مخاطب را به حیرت وا می دارد. واردات اقلامی که در کشور تولیدشان به هر دلیل امکان پذیر نیست، همیشه بوده و خواهد بود. در سال گذشته از «سوازیلند» حدودا ۱۱ کیلوگرم موی انسان(و حیوان) وارد شده است، از ابتدای سال جدید هم حدود ۹۰۰ کیلوگرم از همین کالا به کشور وارد شده است. ظاهرا موی ایرانیان سال به سال کم پشت تر می شود! که این چنین نیاز به واردات مو به وجود آمده است. کود حیوانی را فراموش کنید؛ در سالی که گذشته، از کشورهایی مثل سریلانکا و لاتویا کود حیوانی وارد کردیم. یعنی احشام محترم ایرانی اجابت مزاج هم نمی کنند؟ که باید از کشورهای دیگر با صرف هزینه کود حیوانی وارد کرد. آنچه از کود حیوانی برای عوام در ذهن شکل می گیرد، همان (با عرض معذرت) تاپاله و پشگل و فضله، گاو و گوسفند و مرغ است. در سال گذشته، تنها ۱۴ هزار و ۲۸۱ تن انواع کود حیوانی ذیل تعرفه «۳۱۰۱۰۰۰۰» به کشور وارد شده است. واردات قراضه و ضایعات سرب از ماداگاسکار هم برای خودش نکته ای است. ذغال هم وارد می کنیم، آنهم از نیجریه. از هائیتی هم ماهی زینتی تا ۵ سانتی متر وارد کردیم. واردات «پیت و بشکه» از سودان هم برای خودش جالب است. تصویر دوره گردان معروف به «نون خشکی» که نه چندان دور در خیابان ها دوره می افتادند و فریاد می زدند:«دمپایی پاره، ضایعات مس آلمینیوم، شیر آلات، نون خشک … خریداریم» در سطح بین المللی زنده می شود! جدول زیر، واردات ایران از کشورهای زیر پونز در سالی است که گذشت، این جدول از بانک اطلاعاتی سایت اتاق بازرگانی تهران به ادرس www.tccim.ir اخذ شده است.
خدایا ، ما را عاقبت به خیر گردان!!! و در امر خودکفایی ثابت قدم گردان! |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 11:45 توسط شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام "کتابسرای مهرگان" (5246829-0232) دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|